تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 859

مساهمون:

ص٨٥٩
كند هيچ راهى برايش نيست . ( 46 ) پيش از آن‌كه روزى بيايد كه از جانب خدا بازگشتى ندارد ، به پروردگارتان پاسخ قبول دهيد . در آن‌روز نه پناهى خواهيد داشت و نه كسى از شما دفاعى تواند كرد . ( 47 ) اگر اعراض كنند ، تو را نفرستاده‌ايم كه نگهبانشان باشى . بر تو جز تبليغ رسالت هيچ نيست و ما چون به انسان از رحمت خود بچشانيم شادمان مىگردد ، و اگر به خاطر كارهايى كه كرده است ناروايى به دو رسد ناسپاسى مىكند . ( 48 ) از آن خداست فرمانروايى آسمان‌ها و زمين هرچه بخواهد مىآفريند . به هركه بخواهد دختر مىبخشد و به هركه بخواهد پسر مىبخشد . ( 49 ) و يا هم پسر دهد و هم دختر و هركس را بخواهد عقيم مىگرداند ؛ زيرا او دانا و تواناست . ( 50 )

واژگان

مردّ : بازگشت . نكير : كارهاى خود را انكار نمىكنيد . حفيظ : وكيل .

اعراب

ضمير « عليها » به آتش برمىگردد كه واژهء « عذاب » بدان دلالت دارد . « خاشعين » حال از مفعول « تراهم » ؛ زيرا رؤيت در اين‌جا به معناى ديدن با چشم است بنابراين به يك مفعول متعدّى مىشود . « حفيظا » حال از كاف « أرسلناك » .

تفسير

وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ وَلِيٍّ مِنْ بَعْدِهِ .
هركس كه با اختيار خويش راه گمراهى را برود ، سخن خداوند دربارهء او حق است : وى از زمرهء گمراهان مىباشد . . . و جز خودش كسى را ملامت نكند . كسى را كه خدا زبون سازد ، هرگز كسى را نمىيابد كه او