را يارى دهد و از اين زبونى رهايش سازد .
وَ تَرَى الظَّالِمِينَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ يَقُولُونَ هَلْ إِلى مَرَدٍّ مِنْ سَبِيلٍ .
ستمكاران خودشان را بزرگ مىشمردند و با حالت ستمگرى و سلطهجويى در دنيا به خود نازيدند . امّا زمانى كه خداوند آنها را با حالت زبونى محشور مىكند ، مىنالند و از خدا مىخواهند آنها را از عذاب ، رهايى بخشد و يا بار ديگر به دنيا برگرداند ؛ ستمكاران چنين هستند ، وقتى نيروى بازدارندهاى وجود نداشته باشد ، خود را بزرگ مىشمارند ، ليكن هرگاه نشانههاى اين نيرو برايشان آشكار شود ، فرومىافتند .
وَ تَراهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْها خاشِعِينَ مِنَ الذُّلِّ يَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِيٍّ .
ستمكاران بر اثر كارهايشان ، با حالت بيم و افسردگى روانهء آتش مىشوند و چشم به جهنم مىدوزند و عضلات سينهشان از شدّت خوف ، مىلرزد ، درحالىكه در دنيا آن را به باد تمسخر مىگرفتند .
وَ قالَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ الْخاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَلا إِنَّ الظَّالِمِينَ فِي عَذابٍ مُقِيمٍ
مؤمنان زمانى اين سخن را مىگويند كه مىبينند جنايتكاران به پايانهء كارهايشان برده مىشوند . آنان اين سخن را مىگويند ، تا خداوندى را ستايش كرده باشند كه از اين زبونى و عذاب هميشگى رهايىشان بخشيده است . نظير اين آيه در آيه 15 از سورهء زمر بيان شد .
وَ ما كانَ لَهُمْ مِنْ أَوْلِياءَ يَنْصُرُونَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ .
شرط اصلى در سرپرست و يارىدهنده آن است كه وى اندكى از قدرت برخوردار باشد ، تا با آن خودش و يا ديگران را كمك كند ، درحالىكه در قيامت ، هيچكس قدرت و توانى ندارد .
وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ سَبِيلٍ .
كسى را كه خدا گمراه كند ، راهى براى رهايى از آتش ندارد . ما در اينجا واژهء « ضلال » را به آتش تفسير مىكنيم ؛ زيرا سياق آيه بدان اشاره دارد ، چنانكه در آيهء 34 از سورهء غافر واژهء « يضلّ » به معناى عذاب كردن است :
« كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ »
يعنى خدا عذاب مىكند . . . .
اسْتَجِيبُوا لِرَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ ما لَكُمْ مِنْ مَلْجَإٍ يَوْمَئِذٍ وَ ما