تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 850

مساهمون:

ص٨٥٠
« الجوارى » . « فيظللن » ، محلّش مجزوم و جواب شرط است . « رواكد » حال و ضمير « فى ظهره » به دريا برمىگردد . « أو يوبقهنّ » « و يعف » عطف است بر « يظللن » . « يعلم » منصوب بر حذف لام : « ليعلم » . برخى گفته‌اند : منصوب است به سبب عطف بر محذوف : « لينتقم منه و يعلم الّذين . . . » .

تفسير

وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ .
خداوند روزى بندگان را به كسب و كارشان وابسته كرده است ، نه به اراده و هوس‌هاى آنان ، چون اگر چنين مىكرد ، هرج‌ومرج فراگير مىشد و آنان به فساد در زمين مىپرداختند .
وَ لكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما يَشاءُ ؛
يعنى خدا هركس را به اندازهء كارش روزى مىدهد . خداوند گاهى با كار اندك ، روزى فراوان و با كار فراوان ، روزى اندك مىبخشد و اين ، بر اثر حكمتى است كه او مىداند . امّا ثروتى كه از راه حرام نظير : تقلّب ، چپاول و غارت به دست مىآيد ، روزى شيطان است ، نه بخشش رحمان ، چگونه چنين باشد ، در حالىكه صاحب آن را به عذابى دردناك هشدار داده است .
إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ .
خدا مىداند كه چه كسى به حساب تهيدستان زندگى مىكند و چه كسى با دسترنج خودش . به اوّلى ، زبونى و عذاب وعده داده است و به دومى بزرگوارى و پاداش .
وَ هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا وَ يَنْشُرُ رَحْمَتَهُ .
خداوند پس از آن‌كه از روزى ياد كرده ، فرموده است : عوامل روزى ؛ نظير باران و امثال آن ، در دست خداست كه اين باران را به خاطر منافع و مصالح مردم مىفرستد و هر زمان هم كه بخواهد ، جلو آن را مىگيرد و هرگاه اندكى به تأخير افتد ، آنان نااميد مىشوند و خدا با رحمت خويش كه هرچيزى را دربر مىگيرد ، اين وضعيّت آنها را جبران مىكند .
وَ هُوَ الْوَلِيُّ ؛
بندگانش را با نيكى سرپرستى مىكند .
الْحَمِيدُ ؛
او سزاوار ستايش و سپاس است .