روى زمين از او بگريزيد و شما را جز او كارساز و ياورى نيست . ( 31 )
و از نشانههاى قدرت او كشتىهايى است چون كوه كه در درياها روانند . ( 32 )
اگر بخواهد ، باد را نگه مىدارد تا كشتىها بر روى دريا از رفتن بازمانند . هرآينه در اين براى صابران شكرگزار عبرتهايى است . ( 33 )
يا آنها را به خاطر اعمالشان غرقه مىكند و بسيارى را نيز مىبخشايد . ( 34 )
و مىداند چه كسانى در آيات ما جدال مىكنند . آنان را هيچ گريزگاهى نيست . ( 35 )
واژگان
به قدر : به اندازه .
الدابّة : در اينجا مراد از « دابّة » هر موجودى است كه زنده باشد . بنابراين ، فرشتگان ، پرندگان و امثال آنها را دربر مىگيرد .
بمعجزين : از قدرت خداوند فرار كنيد .
الجوار : كشتىهاى در حال حركت .
الأعلام : كوهها . « كانّه علم فى رأسه نار ؛ گويى آن كوهى است كه در بالايش آتشى قرار دارد » .
فيظللن : مىايستند .
الرواكد : ثابت .
يوبقهنّ : هلاكشان مىسازند .
المحيص : گريزگاه .
اعراب
« الجوار » مبتدا و اصل آن « الجوارى » بوده و « ياء » به سبب تخفيف حذف شده است و « فى البحر » متعلق به آن مىباشد . « كالاعلام » ، كاف به معناى « مثل » و حال از