تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 818

مساهمون:

ص٨١٨

جهان ، قرآن بزرگ خداوند است

سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ .
خدا براى بندگانش دليل مىآورد ، تا آنان را دربارهء وجود خود ، درستى دينش و راستگويى كتاب‌ها و پيامبرانش قانع سازد . براى آنان دليل عينى و قابل رؤيت ، از خودشان و نيز از جهان آشكار ارائه مىدهد و دلايل موجود در خود انسان‌ها و جهان را بر ملا مىكند . از اين روى ، خردها را به آفرينش آسمان‌ها و زمين ، اختلاف شب و روز ، حركت بادها و ابرها ، زنده كردن زمين پس از مردن آن ، حركت ستارگان و منافع آنها ، آفريدن انسان در بهترين و نيكوترين صورت و ديگر چيزهايى كه انسان آنها را با حواس خويش درك مىكند و آنها به‌طور قطع نشان وجود خدا هستند و اين‌كه تنها او آفريدگار هرچيزى است ، توجّه مىدهد . وقتى خداوند براى قانع كردن بندگان خويش بر دليل حسّى تكيه مىكند و خطاب به آنان مىگويد : « پس اندرز گيريد اى صاحبان چشم‌ها ! » « 1 » و نيز مىگويد : « چرا نمىبينند ؟ » ؛ « 2 » بنابراين چرا برخى از افراد مىگويند : دين ، غيب اندر غيب است و بر حس و تجربه تكيه نمىكند ؟ چنين نيست ، بلكه گاهى چيزى كه از چشم پنهان است ، از راه حس و مشاهده ، ثابت مىشود . چنان‌كه ما عقل شخص عاقل را از راه گفتارها و كردارهايش ثابت مىكنيم و دانشمندان علوم طبيعى حقايق فراوانى را ثابت مىكنند كه با حسّ و مشاهده قابل درك نيست . با اين بيان ، خطاى يكى از اديبان آشكار مىشود كه مىگويد : « خدا هميشه از سوى كسانى پذيرفته مىشود كه به غيب ايمان دارند و نيازى به دليل و مشاهده ندارند » ( مجله صباح الخير 26 / 2 / 1970 ) . به علاوه ، علماى مسلمان اجماع دارند بر اين‌كه شناخت خداوند و ايمان به او بايد از روى
هامش
( 1 ) . حشر ( 15 ) آيهء 2 . ( 2 ) . سجده ( 32 ) آيهء 27 .