انديشه و دليل باشد و در اين باره به عقل و آيات قرآن استدلال مىكنند ، ليكن آن اديب ، عكس آن را مىگويد و با وجود اين ، قرآن را هم تفسير مىكند .
ابن عربى در الفتوحات المكيه مىگويد : تو نمىتوانى آنچه را مىبينى ، انكار كنى ، چنان كه نمىتوانى آنچه را مىدانى ، ناديده بگيرى . تو وجود را مىبينى و بدان يقين دارى ، وجود ، يعنى همين حروف ، كلمهها ، سورهها و آياتى كه دربارهء وجود نويسندهء خود ، يعنى وجود خداوند ، سخن مىگويد ، هرچند تو او را نمىبينى . بنابراين ، وجود ، همين قرآن بزرگ خداوند است كه باطل نه از پيش روى آن مىآيد و نه از پشت سرش .
به تفسير آيهء 4 از سورهء انعام در جلد سوم ، بخش « ديكتاتورى نه در زمين است و نه در آسمان » رجوع كنيد .
أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ .
خداوند پس از آنكه فرمود : او براى بندگانش در كرانههاى آسمانها و زمين دليل ارائه مىدهد كه خدا حق است ، قرآن حق است و نبوّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله حق است ، اكنون مىگويد : در ارائهء دلايل خدا همين بس كه خود او بر اثبات اين حقانيّت ، گواهى عادل و راستگو است . صوفيه در معناى آيه گفتهاند : خدا گواهى مىدهد و ديگران نشان وجود هستند ، امّا او نياز به گواهى از ديگران ندارد كه همين وجود او باشد .
أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ .
آنان قرآن را تنها بدين دليل تكذيب كردند كه به غيب و كيفر كردار ايمان ندارند . اين آيه نشان مىدهد كه هركس به ديدار خدا ايمان نياورد ، به هيچ خيرى ره نمىيابد .
أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ .
او برون و اندرون انسانها را مىداند و هركس را بر وفق كردارش پاداش مىدهد : اگر نيكو باشد ، پاداش نيك مىدهد و اگر بد ، باشد ، پاداش بد و به همين سبب ، كسانى را كه ديدار او را نپذيرفتند و كتاب او را تكذيب كردند ، عذاب مىكند ، تا كيفر كردارشان باشد .