بر اين باوريم كه در آيندهء نهچندان دور ، اعترافات روشنترى را بخوانيم كه سخنان مادّيون و ديدگاههاى ملحدان را از بين مىبرد و از راه حس و تجربه ثابت مىكند كه در وراى اين جهان نيروى غالبى وجود دارد كه به چيز مىگويد : « موجود شو . پس موجود مىشود » و اين ، نتيجهاى است كه پيشرفت و حركت انديشه به سوى جهان شگفتانگيز نمىتواند از آن بگريزد و رمز سخن خداوند در همينجا نهفته است :
« آيا در ملكوت آسمانها و زمين و چيزهايى كه خدا آفريده است نمىانديشند ؟ » . « 1 » نيز اين سخن خدا : « اين آفرينش خداست . پس به من بنمايانيد آنها كه غير او هستند چه آفريدهاند » « 2 » و اين سخن خدا : « هرآينه در اينها براى خردمندان عبرتهاست » . « 3 »
لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لا لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ .
ضمير مؤنث در « خلقهنّ » به شب و روز و خورشيد و ماه برمىگردد و يا به همهء ستارگان و خداوند از آنها به خورشيد و ماه تعبير كرده ؛ زيرا اين دو از همهء ستارگان ، نمايانترند . فقيهان بر اين مسئله وحدت نظر دارند كه هركس اين آيه را بخواند و يا بشنود واجب است سجده كند . برخى از آنان گفتهاند : حتّى اگر كسى بدون قصد آن را بشنود واجب است سجده كند . اين آيه ، فرقهء صابئه را كه به خاطر منافعى كه در ستارگان وجود دارد ، آنها را مىپرستيدند ، مورد خطاب قرار مىدهد و به آنان مىگويد : خدا همان كسى است كه ستارگان را آفريد و منافع بندگانش را در آن قرار داد . اين ستارگان بهسان ما ، تنها آفريدگانى هستند كه خدا را سجده مىكنند و او را مىپرستند .
فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا فَالَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ هُمْ لا يَسْأَمُونَ .
ضمير استكبروا به پرستندگان ستارهها برمىگردد و معناى آيه چنين است : اگر اين گروه بر شرك پافشارى كنند ، خدا از آنان و عبادتشان بىنياز است ، چون او بندگانى دارد -
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 185 .
( 2 ) . لقمان ( 31 ) آيهء 11 .
( 3 ) . رعد ( 13 ) آيهء 4 .