است و ما آن را بيان مىكنيم ، تا شايد برخى از پادشاهان و رؤساى جمهور و نيز برخى از شيوخى كه نام اسلام را بر خود نهادهاند و در پنهان به نفع اسرائيل و پشتيبانان او كار مىكنند ، اندرز بگيرند . چهقدر خندهآور است سخن برخى از شيوخ دروغگو :
اسرائيل از ديگران بهتر است ؛ زيرا او قرآن را از راديوى خود پخش مىكند .
آرى ، اى شيخ ! اسرائيل قرآن را پخش مىكند و حتّى آن را چاپ و منتشر هم مىكند ، ليكن قرآنى را كه تغيير داده و تحريف كرده است ، تا بدينوسيله اسلام را نابود كند ، دقيقا همانند برخى از روحانىنمايان نيرنگباز و دروغگو است .
ما يُقالُ لَكَ إِلَّا ما قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِنْ قَبْلِكَ .
مشركان امّتهاى پيشين به پيامبران خود گفتند : « دلهاى ما از آنچه ما را بدان فرامىخوانيد در پردهاند . . . اين نيست ، مگر جادويى دروغ . . . نيست اين ، مگر افسانهء پيشينيان . . . پيامبرى كه به سوى شما فرستاده شده ، ديوانه است . . . » اى محمّد ! ستمكاران قومت ، اين سخنان را به تو هم گفتند . چه ، خدايى كه تو و پيامبران پيش از تو را فرستاد ، يكى است و رسالت او نيز يكى است و منافع ستمكارانى كه ميان پيامبران و پيروان حق مانع ايجاد مىكنند هم در هرزمان و مكانى يكى مىباشد .
إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَ ذُو عِقابٍ أَلِيمٍ .
آيه ميان دو ضد گرد آورده است : آمرزيدن گناه ، در صورتى كه گناهكار توبه كند و مجازات گناهكار ، در صورتى كه وى بر گناه پاى فشارد . شيوهء بيان خداوند در آيات زيادى چنين است كه مژده را با بيم دادن و تشويق را با ترسانيدن همراه مىكند ، تا انسان از عذاب خدا بترسد و از آن پروا كند و از رحمت او نااميد نشود تا توبه كند و بازگردد .
وَ لَوْ جَعَلْناهُ قُرْآناً أَعْجَمِيًّا لَقالُوا لَوْ لا فُصِّلَتْ آياتُهُ ءَ أَعْجَمِيٌّ وَ عَرَبِيٌّ .
قرآن بر عرب با زبانى فروفرستاده شده كه آن را دوست دارند و بدان افتخار مىكنند . برخى از ستمكاران عرب به برخى ديگر گفتند : « به اين قرآن گوش فراندهيد و سخن بيهوده بدان بياميزيد » . اگر به زبانى ديگر نازل مىشد ، آنان از آن روى مىگردانيدند و مىگفتند : آيا پيامبر عربى و كتاب اعجمى ؟ آنان اينچنين ، براى هردروازهاى كليدى