بيازمايدتان كه كداميك از شما به عمل نيكوتر است » . « 1 » نيز اين سخن او : « جنّ و انس را نيافريدم ، مگر اينكه عبادت كنند » يعنى كار كنند . به بخش : « چرا خدا انسان را آفريد » تفسير آيهء 33 از سوره لقمان رجوع كنيد .
2 . آياتى كه نشان مىدهد ، عمل ، معيارى است كه انسان با آن ارزيابى مىشود مانند اين سخن خدا : « هركسى در گرو كار خويشتن است » . « 2 » و اين آيه : « جز در برابر اعمالتان كيفر نخواهيد ديد » . « 3 » و اين سخن خدا : « براى هريك برابر عملى كه انجام دادهاند ، درجاتى است » . « 4 » و ديگر آيات .
3 . امّا آيه :
إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا ،
دليل روشن و محكمى است بر اينكه « عمل » تنها پديدهاى است كه ايمان به خدا را در حقيقت و واقع منعكس مىكند و اينكه هرانسانى كه بگويد : من مؤمن هستم امّا ايمانش را به رفتار و عمل در ارتباطش با خدا ، با خودش و با جامعهاش تبديل نكند ، كذّاب و دروغگو است . سخن زايدى است اگر بگوييم : مقصود قرآن از عمل ، عمل ارزشمند و مفيد است و هر سخنى كه پيامدش اين عمل باشد ، در حكم همان عمل خواهد بود . دربارهء استقامت ، در جلد اوّل و جلد پنجم به تفصيل سخن گفتيم .
4 . بالاتر از همه ، خداى سبحان بر وجود و عظمت خويش به عمل استدلال كرده است . او مىگويد : « زودا كه آيات قدرت خود را در آفاق و در وجود خودشان به آنها نشان خواهيم داد ، تا برايشان آشكار شود كه او حق است » . « 5 » وانگهى خداوند آيات در قرآن فراوانى از اين قبيل را بيان كرده كه ما به يكى از آنها بسنده مىكنيم : « انسان را بيافريد . به او گفتن آموخت . آفتاب و ماه به حسابى مقرر در حركتند » . « 6 »
هامش
( 1 ) . ملك ( 67 ) آيهء 2 .
( 2 ) . طور ( 52 ) آيهء 21 .
( 3 ) . صافات ( 37 ) آيهء 39 .
( 4 ) . انعام ( 6 ) آيهء 132 .
( 5 ) . فصلت ( 41 ) آيهء 53 .
( 6 ) . رحمن ( 55 ) آيهء 3 - 5 .