تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 799

مساهمون:

ص٧٩٩
سوم ، فراخواندن به خدا . بر شاخهء اوّل ، جملهء
« قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ »
دلالت دارد : آنان در برابر مردم اعلام كردند كه پروردگار ما خداست . بر شاخهء دوم ، جملهء
« ثُمَّ اسْتَقامُوا »
و بر شاخهء سوم ، جمله « دعا الى اللّه » دلالت دارد . كسى كه ميان اين ويژگىهاى سه‌گانه گرد آورد ، مىتواند اسلام را ادّعا كند و بگويد : « من از مسلمانان هستم » . امّا كسى كه ادّعاى مسلمان بودن كند امّا به خدا ايمان نداشته باشد ، يا اين‌كه ايمان داشته باشد و در خدمت به انسان سهم نگيرد و به خدا فرانخواند ، نه پيرو اسلام است و نه از مسلمانان ، هرچند در دنيا با وى به عنوان مسلمان برخورد مىشود .
وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ .
خطاب در « ادفع » و در « بينك » به حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله است . سياق آيه نشان مىدهد كه مراد از « حسنة » در اين‌جا كار نيكى است كه پيامبر فراخوانندهء به خدا انجام مىداد و آن عبارتست از جهاد و شكيبايى او در راه اين فراخوانى . مراد از « سيّئه » ، كار زشت نابخردان و ناآگاهان از دين است كه پيامبر آنان را به خدا فرا مىخوانده است . معناى آيه چنين است : اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله ! ميان كار تو كه ديگران را به خدا فرامىخوانى و با كمال شكيبايى ، آزارها را در اين راه تحمّل مىكنى و كار كسانى كه به فراخوانى تو به خدا از طريق روى گردانيدن ، دروغ بستن و آزار دادن پاسخ مىدهند تفاوت فراوانى است . چه ، كار تو درود و نيكى و كار آنان زشتى و نفرين است . با اين وجود ، وظيفهء تو آن است كه با مدارا و تسامح با آنان برخورد كنى و در برابر نادانى آنان شكيبا باشى ؛ زيرا در ميان آنان كسانى هستند كه اگر با شيوهء گذشت با آنها برخورد كنى ، به پروردگار و انديشه‌اش بازمىگردند و دشمنى آنها به محبّت و كينه‌شان به دوستى تبديل مىشود . انسان - هر انسانى كه باشد - مىتواند با يك سخن خوش دوستانى به دست آورد كه در كنارش بجنگند و نيز مىتواند با يك سخن زشت ، دشمنانى براى خود بيافريند كه بر ضدّ او بجنگند و سخنان نيكوكاران توانسته است گروه فراوانى از گناهكاران را