آفريدهايم و از وسوسههاى نفس او آگاه هستيم ؛ زيرا از رگ گردنش به او نزديكتريم » . « 1 »
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ * وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ .
روشنترين تفسير براى اين آيه ، اين سخن خداوند است : « هركس كار نيكى انجام دهد ، ده برابر به او پاداش دهند و هركه كار بدى انجام دهد ، تنها همانند آن كيفر بيند تا ستمى بر آنها نرفته باشد » . « 2 »
إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّمَها وَ لَهُ كُلُّ شَيْءٍ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ .
مراد از « البلدة » مكهء مكرّمه است . خداوند از مكه نام برده با اينكه او پروردگار جهانيان است ، تا بدينوسيله قريش را به نعمتى كه به بركت مكه به آنان ارزانى داشته متوجّه سازد . چه ، آنان سيادت و سرورى خود بر عرب را از مكه به دست آوردند و از اينكه خداوند آن را حرم امن قرار داد و نبرد و كشتار ، شكار كردن و قطع درختان و امثال آن را در اين مكان حرام كرد ؛ امورى كه نشانگر شرافت و مقام بلند آن است . با اين وجود ، قريش بتان را پرستيدند و با آنها كعبه را آلوده كردند و به پروردگار اين شهر بزرگ و باشكوه كه آنان را از گرسنگى و بيم رهانيده است ، شرك آوردند . سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه فرمود : « من مأموريت دارم كه پروردگار اين شهر را بپرستم . . . و مأموريت دارم كه از مسلمانان باشم » . نوعى اعتراض به قريش و پرستش بتها توسط آنان است و اينكه آنان مكلّفند كه پرستش بتهايى را كه چيزى در اختيار ندارند ، رها كنند و به پرستش پروردگار اين شهر بپردازند كه آفرينش ، پادشاهى و فرمان در دست قدرت اوست و بر هرچيزى تواناست و نعمتهاى فراوانى به قريش عطا كرد .
هامش
( 1 ) . ق ( 50 ) آيهء 16 .
( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 160 .