بازمىدارد و تو را از ما دور مىسازد . بنابراين ، تا آنجا كه مىتوانى تلاش كن و به هرچه مىخواهى ما را تهديد كن كه ما از موضع خود كنار نمىرويم ، حال ، پيامدش هرچه باشد .
هوسهاى نفسانى چنين مىكنند : دلها را مىميرانند و چشمها را كور مىكنند و زمام نادانى و گمراهى را رها مىسازند .
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ .
ستمكاران به پيامبر گفتند : ميان ما و تو پردهاى وجود دارد . بدين سبب ، خدا به پيامبرش دستور داد كه به آنان بگويد : اين پرده از كجا آمد ؟ آيا من از لحاظ جسمى و روحى بشرى همانند شما نيستم و كارهايى كه شما انجام مىدهيد من هم انجام نمىدهم ؟ آيا وحى كه از آسمان بر من نازل مىشود و مىگويد : ما بايد همگى ( هم من و هم شما ) به خداى يكتا ايمان بياوريم و چيزى را شريك او قرار ندهيم و از گناهان به سوى او توبه كنيم و راه حق و عدالت را در پيش گيريم ، مرا از شما دور مىكند و يا اين كه اين وحى بهترين وسيلهاى است كه ما را بر نيكى و تقوا گرد مىآورد ؟ ليكن شما جز نادانى و گمراهى را نمىپذيريد .
وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ * الَّذِينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ .
در تفسير البحر المحيط آمده است كه اين سوره مكّى مىباشد ، درحالىكه زكات مال در مدينه نازل شد . بنابراين ، در اينجا ناچاريم واژهء زكات را به مطلق بخشش در راه نيكى و يا به پاك كردن نفس از شرك تفسير نماييم . ما تفسير نخست را ترجيح مىدهيم ، چون سخن دربارهء مشركانى است كه دلهاى خود را از شرك پاك نكردند . اگر زكات را به معناى اخير تفسير كنيم ، تفسير ما به سخن كسى مىماند كه آب را به آب تفسير كند و اگر از زكات معناى بخشش اراده شود ، معناى آيه چنين مىباشد : مشركان ميان سه ويژگى پست گرد آوردند : شرك ، منكر شدن روز قيامت و بخل .
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ .
خدا به آنان پاداش مىدهد