تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨
نمونه ، دانه [ - بذر ] كارگرى است كه تلاش مىكند تا درختى را كه در ژرفاى آن پنهان است بروز دهد . درخت ، نيز به نوبهء خويش زحمت مىكشد تا به گل برسد و گل هم براى رسيدن به ميوه مبارزه مىكند . اين تلاش‌ها را كسى درك نمىكند ، مگر آن‌كه از قلب سليم [ - دل پاك ] برخوردار باشد . مراد از صاحب قلب سليم همان كسى است كه خداوند مىفرمايد : « تنها كسى پند مىگيرد كه روى به خدا آورد » .
فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ .
خطاب به مؤمنان است و مراد از دعا در اين‌جا عبادت مىباشد و مراد از دين ، فرمانبردارى . معناى آيه چنين است : تنها خدا را عبادت كنيد و از امر و نهى او فرمان ببريد و در اين‌باره به سرزنش ملامت كنندگان اعتنا نكنيد . خداوند براى بندگانش ، راه فرمانبردارى از خودش را آسان كرده است ، چون آنان را درحالىكه هشدار داده ، راهنمايى كرده و تكاليف ساده بر عهدهء ايشان گذارده و هيچ عذرى براى كسى باقى نگذاشته است .
رَفِيعُ الدَّرَجاتِ .
اين عبارت كنايه از بلندمرتبگى و عظمت اوست . برخى گفته‌اند : مراد از درجات در اين جا تفاوت عارفان به خداوند از لحاظ نيرومندى و ناتوانى در شناختشان است كه از شناخت يك انسان معمولى آغاز مىشود تا به شناخت فلاسفه و پيامبران مىرسد .
ذُو الْعَرْشِ .
كنايه از فرمانروايى و چيرگى است .
يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلاقِ .
مراد از « روح » در اين‌جا وحى است و مراد از « يوم التلاق » ، روز قيامت مىباشد ؛ زيرا در اين‌روز ، هر انسانى كيفر كردارش را مىبيند و مقصود از هشدار دادن به اين‌روز ، هشدار دادن به عذاب آن است . در عبارت آمده است كه خداوند خودش ، هشداردهنده است ، تا بدين‌وسيله به شدّت هراس اين‌روز اشاره كند . معناى آيه چنين است : خدا وحى را بر هركس از بندگانش كه بخواهد فرومىفرستد ، تا به مردم هشدار دهد كه پس از مردن در روزى گرد مىآيند كه بدترين روز براى ستمكاران و گناهكاران است و از