تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤
نيز اين سخن بر بسيارى از روزنامه‌نگاران ، سياستمداران و ديگر گروه‌هايى كه شعار انسانى و ملّى سرمىدهند منطبق است . آن‌گاه رافعى مىگويد : هركس درهم و دينار را بزرگ بدارد ، دورويى ، آزمندى و دروغ را بزرگ داشته است . چه ، شوكت اسلام در بخشيدن زندگى است ، نه در شيفته شدن به آن ، در همكارى با مؤمنان است ، نه در دشمنى با آنان . امّا بىنيازى را بايد با كارى كه با ثروت انجام مىشود سنجيد ، نه با ثروتى كه گرد مىآورند .
وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ .
مراد از احباط ، ندادن پاداش است . شرك ورزيدن بر پيامبران محال است ، ليكن فرض محال ، محال نيست . به علاوه ، هشدار دادن نسبت به يك عمل نشانگر آن نيست كه اين عمل از شخصى كه مورد هشدار قرار گرفته است به وقوع مىپيوندد . معناى آيه چنين است : خدا عبادت را از هيچ‌كس نمىپذيرد ، مگر اين‌كه تنها براى خاطر او صورت بگيرد و كسى كه با خداوند ، خداى ديگرى را عبادت كند ، در برابر عبادتش پاداشى دريافت نمىكند ، حتّى اگر پيامبر باشد . ما بيشتر در جلد اوّل ، دربارهء به هرز رفتن اعمال به تفصيل سخن گفتيم .
بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ .
اين جمله در ظاهر امر است و درواقع خبر مىدهد كه پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و آله جز خدا كسى را نمىپرستد و جز او كسى را سپاس نمىگزارد . اين خبر بدين سبب به صورت امر آمده است كه خداوند مىخواهد توجّه دهد كه عبادت بايد تنها براى خداى يگانه انجام شود . به علاوه ، در بسيارى از موارد ، خداوند به شخص پيامبرش خطاب مىكند ، درحالىكه هدفش همگان است ، نظير اين آيات :
« وَ أَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً . . . » ،
« 1 »
« فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ . . . »
« 2 » و
« أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ . . . » .
« 3 »
هامش
( 1 ) . يونس ( 10 ) آيهء 105 . ( 2 ) . هود ( 11 ) آيهء 112 . ( 3 ) . همان ، آيهء 114 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 694 | محمد جواد مغنية