لَهُ مَقالِيدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ؛
مراد از « مقاليد » در اينجا مفاتيح ؛ يعنى كليدهاست و اين واژه كنايه از آن است كه خداوند جهان هستى را اداره مىكند و به هرچيزى كه در آن وجود دارد از ذرّه گرفته تا بزرگترين ستارهها ، آگاهى دارد :
« كليدهاى غيب نزد اوست » . « 1 »
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ .
مراد از آيات خدا ، جهان و نظام شگفتآور آن است كه اگر به اندازهء سر سوزنى از اين نظام منحرف شود ، نابود مىشود . معناى كافر شدن به آيات خدا آن است كه انسان نپذيرد كه اين نظام نشانگر وجود نظمدهنده و اين هندسه نشانگر وجود مهندس است . تكذيبكنندگان اين نشانه ، هم در دنيا زيان كردهاند ؛ زيرا چيزى را كه محسوس و قابل ديدن است نمىبينند و هم در آخرت زيان ديدهاند ؛ زيرا كفر و دشمنى با خدا را برگزيدهاند و جهنم جايگاه هركافر ستيزهگرى است .
قُلْ أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ أَيُّهَا الْجاهِلُونَ .
در برخى از روايات آمده است كه مشركان به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله گفتند : به تو آنقدر ثروت مىدهيم كه ثروتمندترين شخص در مكه باشى و هرزنى را از ميان زنان ما بخواهى به همسرىات درمىآوريم ، البته اگر از دعوت خود صرفنظر كنى . لذا ، اين آيهء نازل شد . اين روايت خواه درست باشد ، خواه نباشد ، روشنترين تفسير براى آيه به شمار مىرود . خوب است سخنان زير را از مقالهء مرحوم مصطفى صادق رافعى ، زير عنوان : « درهم و دينار » نقل كنيم :
فقيهانى را ديدم كه اندرز مىدهند و دربارهء حلال و حرام با مردم سخن مىگويند و برخى از آنان حقيقت را با شيوهاى به باد تمسخر مىگيرند كه يك دزد با همان شيوه آن را به باد تمسخر مىگيرد و به اندرز دزدى ديگر مىپردازد و به او مىگويد :
دزدى مكن .
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 59 .