1 .
أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ
اندوه مىخورند كه چرا اطاعت خدا را نكردند و اندوه خوردن از سختترين عذابهاى روانى است ، بهويژه اگر راه گريز از آن وجود نداشته باشد .
2 .
وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ .
گناهكار در روز قيامت با كمال پشيمانى و اندوه مىگويد : من تنها به معصيت خدا و كوتاهى در توبه بسنده نكردم ، بلكه فرمانبرداران و بيمدارندگان از عذاب او را نيز به باد تمسخر گرفتم .
3 .
أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدانِي لَكُنْتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ .
از اين قبيل است سخن خدا :
« مشركان خواهند گفت : اگر خدا مىخواست ، ما مشرك نمىشديم » . « 1 »
4 .
أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ .
از اين قبيل است آيهء 100 از سورهء مؤمنون در جلد پنجم : « اى پروردگار من ! مرا بازگردان ، شايد كارهاى شايستهاى را كه ترك كرده بودم به جاى آوردم » .
بَلى
آرى ، قضيه آنگونه كه تو پنداشتى و گفتى : اى كاش ، خدا مرا هدايت مىكرد ، نيست .
قَدْ جاءَتْكَ آياتِي فَكَذَّبْتَ بِها وَ اسْتَكْبَرْتَ وَ كُنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ .
آيات خدا براى اين گناهكار آمد و او آنها را منكر شد و گفت : اين آيات از نزد خدا نيستند و از ايمان آوردن خوددارى كرد و به خدا و پيامبر كفر ورزيد . آنگاه تكذيب كرد و گفت : چيزى از راه پيامبر از سوى خدا برايم نيامده است . بنابراين ، وى ميان گناهانى چون كفر ، دروغ و خودخواهى گرد آورد و اگر وى فرصت را از دست نمىداد و به سوى توبه مىشتافت ، از عذاب و زبونى در آسايش بود .
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 148 .