كاملا با مشيّت خدا هماهنگى دارد » . اين سخن صاحب نقد الفكر الدينى كاملا با ديد اهل سنت هماهنگى دارد . آنان مىگويند :
ميان آنچه خدا بدان امر مىكند و آنچه اراده مىكند و ميان آنچه از آن نهى مىكند و آنچه از آن نفرت دارد ، هيچ ملازمهاى وجود ندارد ، چون گاهى به چيزى امر مىكند كه از آن نفرت دارد و از چيزى نهى مىكند كه آن را دوست مىدارد . « 1 »
آنان براى اثبات اين ديدگاه خود به چند دليل استدلال كردهاند . از جمله آنها اينكه خدا به ابليس امر كرد آدم را سجده كند ، با اينكه آن را اراده نكرده بود . چه ، اگر او اراده مىكرد ، ابليس سجده مىنمود ؛ زيرا خدا آنچه را اراده مىكند انجام مىدهد . ديدگاه صاحب نقد الفكر الدينى با مذهب شيعه سازش ندارد . آنها مىگويند : خدا دو اراده دارد : ارادهء آفرينش و تكوين كه خدا از اين اراده چنين تعبير مىكند : « كن فيكون ؛ موجود شو پس موجود مىشود » . ارادهء طلب و تشريع كه از آن به امر و نهى تعبير مىكند . به جلد اوّل ، بخش : « تكوين و تشريع » رجوع كنيد . خداى سبحان سجده به آدم را با اراده طلب و تشريع اراده كرد ، نه با ارادهء تكوين و ايجاد .
قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ .
خداوند از عوامل طبيعى به عنوان دست خودش تعبير مىكند ؛ زيرا اين عوامل به او منتهى مىشوند . خداوند مىفرمايد : « به يد قدرت خويش برايشان چارپايان را آفريديم » . « 2 » معناى آيه چنين است : اى ابليس ! چرا از سجده كردن به آدم خوددارى كردى ؟ آيا بدبختىات بر تو چيره شده و عزّت به گناه وادارت كرده است و در نتيجه ، تكبّر ورزيدى و از حدّ خويش فراتر رفتى و يا اينكه حقيقت و ماهيّت تو برتر و بزرگتر از آدم است ؟
قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ .
ابليس به بخش دوم پاسخ داد و اينكه او در حقيقت و ماهيّت خويش برتر و بزرگتر از آدم
هامش
( 1 ) . المواقف ، ج 8 ، ص 176 .
( 2 ) . يس ( 36 ) آيهء 71 .