آنچه خوانده و فهميدهاند ، دربارهء اسلام به داورى مىنشستند . كمترين اثرى كه انديشه كردن دربارهء قرآن و آياتش در قلب انسان برجاى مىگذارد ، آن است كه انسان به عدالت يك نيروى قادر و غالب ايمان مىآورد و اينكه او نيكوكاران را به نيكى و بدكاران را به بدى كيفر مىدهد ، چون اگر انسان از اين ايمان محروم شود ، ديگر چه چيزى براى او باقى مىماند ؟
ما كانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلى إِذْ يَخْتَصِمُونَ * إِنْ يُوحى إِلَيَّ إِلَّا أَنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ .
مراد از « ملأ الاعلى » فرشتگان است و ضمير « يختصمون » به آنان برمىگردد . و تمام اين جمله مفعول است براى قول و معناى آن چنين است : اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله ! به مشركان بگو : من شما را از سخن فرشتگان آگاه كردم ، آنگاه كه خدا به آنان فرمود : « من مىخواهم جانشينى در زمين بيافرينم » . فرشتگان به خدا گفتند : « آيا كسى را مىآفرينى كه در آنجا فساد كند ؟ » . اگر پروردگارم اين سخن را به من آموزش نمىداد و آن را به من وحى نمىكرد ، من از آن آگاهى نداشتم و يا مىپنداريد كه من به خدا دروغ مىبندم ؟ البتّه ، من هيچگونه ستايشى براى خودم ادّعا ندارم ، جز اينكه به شما هشدار مىدهم ، تا به عشق پاداش خدا و هراس از مجازاتش ، تنها او را بپرستيد .
إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ * فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ .
مراد از روح خدا در اينجا زندگى است . يك اديب معاصر مىگويد : مراد از روح خدا ، خصوص وجدان انسان است . و خداوند بدين سبب به فرشتگان دستور داد آدم را سجده كنند كه مىدانست اين آفريدهاى كه جسم خاكى و روح الهى دارد ، چگونه از وجدان خود آزار مىبيند : « آدمى را در رنج و محنت بيافريدهايم » يعنى در رنج دايمى و محنت هميشگى .
فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ * إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ .
صاحب كتاب نقد الفكر الدينى در صفحهء 90 مىگويد : « نپذيرفتن سجده به آدم از سوى ابليس