تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧

واژگان

الخصم : كسى كه حقّى از حقوق را بر ديگرى ادّعا كند و اين واژه بر مفرد ، مثنى ، جمع ، مذكّر و مؤنّث به‌طور يكسان اطلاق مىشود . المحراب : از ديدگاه مسلمانان ، مصلّى و جايگاه نمازست و در سمت قبله قرار دارد . الشطط : فراتر رفتن از حد . سواء الصراط : وسط راه و مراد از آن در اين‌جا ، راه حق است . النعجه : گوسفند ماده . اكفلنيها : آن را به من عطا كن و مرا سرپرست آن قرار بده . عزّنى : به فتح عين ، بر من پيروز شد . فى الخطاب : در گفتگو . الخلطاء : جمع خليط و او شريكى است كه مالش را با مال شريك خويش درهم مىآميزد . فتنّاه : آزموديم او را . الزّلفى : نزديك شدن به خدا . الآمب : مرجع .

اعراب

« اذ دخلوا » بدل از « اذ تسوّروا » . « خصمان » خبر براى مبتداى محذوف : « نحن خصمان » . « لقد ظلمك » ، لام در جواب قسم محذوف است . « الّا الّذين » استثنا از « بعضهم » . « قليل » خبر مقدم . « ما » زايد و « هم » مبتدا مىباشد . « راكعا » حال . « انّما فتنّاه » در اصل « أنّنا فتنّا » بوده است . « ما » كافه مىباشد . « ذلك » مفعول براى « غفرنا » .