واژگان
الخصم : كسى كه حقّى از حقوق را بر ديگرى ادّعا كند و اين واژه بر مفرد ، مثنى ، جمع ، مذكّر و مؤنّث بهطور يكسان اطلاق مىشود .
المحراب : از ديدگاه مسلمانان ، مصلّى و جايگاه نمازست و در سمت قبله قرار دارد .
الشطط : فراتر رفتن از حد .
سواء الصراط : وسط راه و مراد از آن در اينجا ، راه حق است .
النعجه : گوسفند ماده .
اكفلنيها : آن را به من عطا كن و مرا سرپرست آن قرار بده .
عزّنى : به فتح عين ، بر من پيروز شد .
فى الخطاب : در گفتگو .
الخلطاء : جمع خليط و او شريكى است كه مالش را با مال شريك خويش درهم مىآميزد .
فتنّاه : آزموديم او را .
الزّلفى : نزديك شدن به خدا .
الآمب : مرجع .
اعراب
« اذ دخلوا » بدل از « اذ تسوّروا » . « خصمان » خبر براى مبتداى محذوف :
« نحن خصمان » . « لقد ظلمك » ، لام در جواب قسم محذوف است . « الّا الّذين » استثنا از « بعضهم » . « قليل » خبر مقدم . « ما » زايد و « هم » مبتدا مىباشد . « راكعا » حال .
« انّما فتنّاه » در اصل « أنّنا فتنّا » بوده است . « ما » كافه مىباشد . « ذلك » مفعول براى « غفرنا » .