تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
6 .
وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ .
به او حكمت داديم . حكمت ؛ يعنى گذاردن هرچيزى در جاى خود . به بيان رازى : « حكمت عبارت است از دانش و عمل بدان » . اين امر را حكمت ناميده‌اند ؛ زيرا واژهء حكمت از محكم كردن كارها و استوارى آن گرفته شده است . 7 .
وَ فَصْلَ الْخِطابِ .
رازى مىگويد : « فصل الخطاب » ؛ يعنى داشتن توانايى در ضبط معنا و بيان آن تا دورترين مقصدها . البتّه اين معنا گسترده‌تر از آن چيزى است كه ما آن را از فصل الخطاب مىفهميم و آن اين‌كه فصل الخطاب عبارت است از : دانش قضاوت و فيصله دادن دشمنىها بر پايهء عدالت . قرآن كريم داوود را با اين ويژگىهاى كامل و نيكو توصيف كرده است . امّا تورات او را با زشت‌ترين ويژگىها توصيف مىكند ؛ از قبيل ستمگرى ، گناهكارى ، نيرنگ و غصب كردن زنان از شوهران ، تا آن‌جا كه پديدآورندگان قاموس كتاب مقدّس در صفحهء 365 ، چاپ 15 مارس ، سال 1967 عينا چنين مىگويند : « داوود در برخى از اوقات ، گناهانى را مرتكب شد كه [ با شنيدن آن ] عرق شرم از پيشانى جارى مىشود » .