99 گوسفند و يك گوسفند
[ سوره ص ( 38 ) : آيات 21 تا 25 ]
وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ ( 21 ) إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قالُوا لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ ( 22 ) إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ ( 23 ) قالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِهِ وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ قَلِيلٌ ما هُمْ وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ ( 24 ) فَغَفَرْنا لَهُ ذلِكَ وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ ( 25 )
[ ترجمه ]
آيا خبر آن مدّعيان را شنيدهاى آنگاه كه از ديوار قصر بالا رفتند ؟ ( 21 )
بر داوود داخل شدند .
داوود از آنها ترسيد . گفتند : مترس ، ما دو مدّعى هستيم كه يكى بر ديگرى ستم كرده است ميان ما به حق داورى كن و پاى از عدالت بيرون منه و ما را به راه راست هدايت كن . ( 22 )
اين برادر من است . او را نود و نه ميش است و مرا يك ميش . مىگويد : آن را هم به من واگذار ، و در دعوى بر من غلبه يافته است . ( 23 )
داوود گفت : او كه ميش تو را از تو مىخواهد تا به ميشهاى خود بيفزايد بر تو ستم مىكند و بسيارى از شريكان جز كسانى كه ايمان آوردهاند و كارهاى شايسته كردهاند و اينان نيز اندك هستند بر يكديگر ستم مىكنند و داوود دانست كه او را آزمودهايم . پس از پروردگارش آمرزش خواست و به ركوع درافتاد و توبه كرد . ( 24 )
ما اين خطايش را بخشيديم او را به درگاه ما تقرب است و بازگشتى نيكو . ( 25 )