اعراب
« أصطفى » در اصل ، « أ إصطفى » بوده است : همزهء نخست براى استفهام و همزهء دوم وصل مىباشد . آنگاه بر اثر جانشينى همزهء استفهام ، همزهء وصل حذف شده است .
« كيف » در محلّ نصب به « تحكمون » .
« عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ »
استثنا از فاعل « جعلوا » .
تفسير
فَاسْتَفْتِهِمْ أَ لِرَبِّكَ الْبَناتُ * وَ لَهُمُ الْبَنُونَ * أَمْ خَلَقْنَا الْمَلائِكَةَ إِناثاً وَ هُمْ شاهِدُونَ .
خطاب « استفتهم » براى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله است و ضمير غايب به مشركان عرب برمىگردد . قرآن يك حجّت تاريخى عليه آنان است كه هيچگونه شك و جدال را نمىپذيرد . اين قرآن راجع به برخى از قبايل آنان آمده است كه آنها مىگفتند : خدا فرشتگان را دختران خود قرار داده است . آنگاه خدا اين سخن آنها را رد مىكند و مىفرمايد : اين سخن ، تير به تاريكى انداختن و ناديده گرفتن حق است ، چون آنان هيچ شناختى از فرشتگان ندارند و به همين معناست ، آيهء 19 از سورهء زخرف :
« و فرشتگان را كه بندگان خدايند زن پنداشتند . آيا به هنگام خلقتشان آنجا حاضر بودهاند ؟ » و نيز در جلد پنجم ، آيهء 40 از سورهء اسراء ، آمده است .
أَلا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ * وَلَدَ اللَّهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ .
واژهء « افك » به معناى منصرف ساختن مىآيد . از اين قبيل است آيهء 22 از سورهء احقاف :
« قالُوا أَ جِئْتَنا لِتَأْفِكَنا عَنْ آلِهَتِنا ؛
گفتند : آيا آمدهاى كه تا ما را از خدايانمان روىگردان سازى ؟ » . در اينجا هم مراد از افك همين معناست ؛ يعنى مشركان به خاطر روى گردانيدن از توحيد به شرك ، گفتند : خدا فرزند دارد . ترديدى وجود ندارد كه آنان در اين سخن خود ، دروغگو هستند .
أَصْطَفَى الْبَناتِ عَلَى الْبَنِينَ .
آيا خدا پستتر را براى خود انتخاب مىكند و بالاتر را به شما اختصاص مىدهد - آنگونه كه شما مىپنداريد -