شد . در تورات ، اصحاح 19 از سفر تكوين ، آيات 30 - 38 آمده است : « لوط دو دختر داشت . اين دو به پدرشان شراب خورانيدند و در نتيجه ، وى با آن دو آميزش كرد و از هركدام از آن دو يك پسر به دنيا آمد » .
وَ إِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِمْ مُصْبِحِينَ * وَ بِاللَّيْلِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ .
عربها به منظور تجارت و كارهاى ديگر ، از حجاز به شام سفر مىكردند و در سر راهشان ، در بامداد و شامگاه ، در رفت و برگشت از سرزمين قوم لوط مىگذشتند و آثار نابودى و ويرانى را مىديدند . بنابراين ، خداوند به مشركان عرب كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله را تكذيب كردند ، هشدار مىدهد و مىگويد : چرا از ديدن خانههاى قوم لوط اندرز نمىگيريد كه چگونه ويران و خالى هستند ؟ آيا نمىترسيد كه شما هم گرفتار سرنوشت آنها شويد ؟
وَ إِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ .
يونس ، همان ذو النون است كه در آيهء 87 از سورهء انبياء ، از وى نام برده شده است :
« وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً » ،
نيز مراد از يونس همان صاحب حوت است كه در آيهء 48 از سورهء قلم بدان اشاره شده :
« وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ » .
برخى از مفسران مىگويند : يونس از مردم « نينوا » بود .
در قاموس كتاب مقدّس آمده است :
نينوا پايتخت آشوريان بوده است و در برخى از قرنهاى ميلادى شكوفايى درخشانى پيدا كرد . اين شهر در كنارهء شرقى رود دجله بوده است و مردم آن الهة عشتار و يا عشتروت را كه بيشتر ملّتهاى كهن در پرستش آن شركت داشتند ، مىپرستيدند .
إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ * فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ .
يونس قومش را به پرستش خدا فراخواند و آنان فراخوانى او را نپذيرفتند . بنابراين ، وى دلگير شد و با ناراحتى و خشم از آنان ، شهر خويش را ترك گفت ، تا اينكه به كنار دريا رسيد و در آنجا كشتىاى ديد كه پر از مسافر و بار بود . او از مسافران خواست كرد كه او را هم با خودشان سوار كنند و آنها نيز پذيرفتند . زمانى كه به ميانهء دريا رسيد ، كشتى در معرض غرق شدن قرار گرفت . آنها بايد يكى از مسافران را به دريا مىافكندند ، تا كشتى از