فرزندى برايم زاده شود درحالىكه من صدسالهام و ساره نودساله است ؟ » . وقتى ميان اين دو آيه گرد آوريم ، نتيجهء آنها اين مىشود كه فرزند نخست ابراهيم ، اسماعيل است و او چهارده سال از اسحاق بزرگتر بود . پيشتر گفتيم كه فرزند نخست ، همان ذبيح است . كه اسماعيل است ، نه اسحاق .
2 . اين سخن خدا : « او را به اسحاق پيامبرى شايسته ، مژده داديم » ، چون به خاطر پاداش ، ابراهيم به اسحاق مژده داده مىشود به خاطر اينكه در ذبح نخستين پسرش ، خدا را اطاعت كرده است . چنانكه پيشتر بيان كرديم . در اين صورت ، بايد زمان اسحاق پس از زمان ذبيح باشد ، چنانكه پاداش پس از انجام كار است .
3 . سخن خدا در آيه 71 از سورهء هود : « فرشتگان او را به اسحاق بشارت دادند و پس از اسحاق به يعقوب » ، زيرا خداوند ساره را به اسحاق و به فرزندش يعقوب در يك آن مژده داده است . بنابراين ، چگونه خداوند به سر بريدن اسحاق فرمان مىدهد ، درحالىكه به او و نسل او مژده داده است ؟ وقتى كه ساره پس از مژده اسحاق و فرزندش ، فرمان سر بريدن او را بشنود ، چه خواهد گفت ؟
4 . اگر ذبيح اسحاق باشد ، بايد قربانى كردن ، سعى و رمى جمرات در سرزمين شام انجام شود ؛ يعنى در جايى كه ساره و فرزندش اسحاق بودهاند ، نه در مكه كه جايگاه هاجر و فرزندش اسماعيل بوده است .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 574
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٥٧٤