تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى .
ضمير پنهان در « بلغ » به غلامى كه در آيهء پيشين بيان شد برمىگردد ؛ يعنى اسماعيل و ضمير « معه » به ابراهيم برمىگردد . او در خواب ديد كه فرزندش را سر مىبرد و يا مىخواهد اين كار را بكند . او از اين خواب فهميد كه خداوند او را به سر بريدن فرزندش دستور داده است . فهم انبيا به معناى يقين است . ازاين‌رو ، وى تصميم گرفت خوابش را عملى كند و به پسرش خبر داد كه وى چنين تصميمى دارد و از او خواست كه پس از انديشيدن ، نظر خود را در اين‌باره اعلام كند .
قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ .
اسماعيل فورى پاسخ داد كه با وجود فرمان خدا و فرمان تو جايى براى اظهارنظر من نيست . اى پدر ! مرا ذبح كن كه در كنار خشنودى خدا و خشنودى تو ، زندگى ارزشى ندارد . اى پدر ! سرم را از بدن جدا كن و مادام كه هدف خدا باشد و دعوت او را مىخواهى اجابت كنى ، در نظرم انسان نيكوكار و مهربان هستى . آن‌گاه اسماعيل سعى كرد كه از غم پدرش بكاهد و مسئله سر بريدن را برايش آسان جلوه دهد . او گفت :
سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ .
من كار سر بريدن را با كمال شجاعت و دلاورى و يقين مىپذيرم !
فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ * وَ نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهِيمُ * قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ .
هنگامى كه اسماعيل گردنش را براى بريدن كشيد و ابراهيم هم كاردش را بر آن گذارد و هردو تسليم فرمان خدا شدند ، ندايى از سوى فرمانده اعلى آمد : اين تأويل خوابت مىباشد ؛ يعنى تصميم گرفتن و اقدام كردن به سر بريدن براى خدا و فرمانبردارى اسماعيل با شادمانى خاطر از فرمان خدا ، امّا خود سر بريدن ، هدف نيست . پرسش : اگر سر بريدن هدف نبود ، پس هدف از فرمان به آن‌چه چيز بود ؟ پاسخ : برخى بر اين باورند كه هدف از صدور فرمان سر بريدن ، آن بود كه خداوند مىخواست عظمت هركدام از ابراهيم و اسماعيل را در فداكارى و اخلاص براى خدا