خدا نمىباشند ، آنگاه به ستارگان نگاه كردم و به چيزى راه نبردم ، بلكه همچنان بر شك و حيرت باقى ماندم . سياق آيه اين معنا را تأييد مىكند و يا آن را دستكم ، ترجيح مىدهد ، چون اين معنا ، سخن ابراهيم را كه گفت : « انّى سقيم ؛ من در ترديد هستم » ؛ با نگاه او به ستارگان ربط مىدهد . البتّه ، سخن او كه گفت : من در ترديد هستم ، دروغ نيست ؛ زيرا وى از باب مماشات با خصم اين سخن را گفت : تا حجّت را بر او تمام كند و جلو هرگونه بهانهء او را بگيرد .
فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ .
آنان او را به حال خود رها كردند و به دنبال كار خود رفتند .
فَراغَ إِلى آلِهَتِهِمْ .
ابراهيم از فرصت غيبت آنها استفاده كرد و به سوى بتها شتافت . آنها پيش روى اين بتها غذا گذاشته بودند ، تا آن را متبرّك سازند .
فَقالَ أَ لا تَأْكُلُونَ * ما لَكُمْ لا تَنْطِقُونَ .
روشن است كه او اين سخن را گفت ، تا اين بتها را تحقير كند و عليه كسى كه آنها را مىپرستد و بدانها تبرك مىجويد ، استدلال نمايد .
فَراغَ عَلَيْهِمْ ضَرْباً بِالْيَمِينِ .
او به سوى بتها رفت ، تا با دست خويش آنها را نابود كند . او آنها را ريزريز كرد ، مگر بزرگ آنها را ، تا شايد آنان به سوى او برگردند .
فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ .
آن مردم به نزد ابراهيم آمدند و به او گفتند : اى ابراهيم ! آيا اين كار را تو كردى ؟
قالَ أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ
واى بر شما . بر خدا دروغ نبنديد . چه ، خدا آفريننده است ، نه آفريدهشده ، روزىدهنده است ، نه روزىخورنده . شما با دستان خودتان اين بتها را ساختيد و آنگاه به آنها غذا مىدهيد و از تجاوز ديگران نگهداريشان مىكنيد . بنابراين ، آنها چگونه مىتوانند خدا باشند ؟
قالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْياناً فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ .
قوم ابراهيم از آوردن دليل در برابر دليل ناتوان شدند و بهسان ديگر ستمگران به زور و قدرت پناه بردند ، ستمگرانى كه آتش برمىافروزند و مبلّغان حق و نيكى را در آن مىاندازند . در قديم چنين بوده است ، ليكن زمانى كه دانش ويرانگر پيشرفت كرد ، ستمگران آتش را بر سر ملّتهاى مستضعف و حتّى زنان و كودكان آنها انداختند .
فَأَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ