اين نظريه از هيچ منبع مورد اعتمادى براى آن نام نبرده است .
إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ .
صاحب اين قلب كسى است كه در تمامى گفتارها و كردارهايش ، تنها به خدا اخلاصمند باشد . در حديث آمده است : « ايمان بندهاى درست نمىشود ، مگر اينكه قلب وى درست شود » . در نهج البلاغه آمده است :
« خوشا به آن دل رسته از ترديد كه از كسى كه هدايتش كند فرمان مىبرد و از كسى كه گمراهش كند دورى مىكند » .
إِذْ قالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ ما ذا تَعْبُدُونَ * أَ إِفْكاً آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ .
ابراهيم عليه السّلام پرستيدن بتها را بر قومش خرده گرفت و با سخن حق به مبارزهء با آنها پرداخت و گفت : آيا شما از راه رجوع به غير خدا ، در جستجوى دروغ و باطل هستيد و مىخواهيد با پرستش غير خدا به خدا نزديك شويد ؟ نظير اين آيه در جلد سوم ، آيهء 74 از سورهء انعام بيان شد .
فَما ظَنُّكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ
آيا درحالىكه خدا آفرينندهء جهان است ، گمان مىكنيد كه او سنگ و يا ستارهاى است ؟ چرا اندكى انديشه و درك شما را از اين نادانى بازنمىدارد ؟ جلد چهارم ، بخش : « عقلهاى مردم موجب بىنيازى از دين خدا نمىشود » بيان كرديم كه چرا مشركان سنگهايى را كه سگها و روباهها بر آنها ادرار مىكنند ، مىپرستند ؟
فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ .
قوم ابراهيم خيال مىكردند كه او در جستجوى آفرينندهء جهان است ، چون آنان خدايان فراوانى را مىپرستيدند و نيز نوع خاصى به نام « نانار » خداى ماه و همسرش « ننگال » را . « 1 »
به همين معناست آنچه در آيهء 76 از سورهء انعام آمده است .
فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ .
مفسران دربارهء معناى سقيم چند نظريه دارند و بهترين آنها اين است كه « سقيم » در اينجا به معناى ترديدكننده مىباشد . بنابراين ، معناى جمله ، چنين است : ابراهيم عليه السّلام به قومش گفت : من هماكنون در حيرتم ، جستجو و تحقيق مىكنم ، تا به شناخت آفريدگار ره بيابم . من به بتها نگريستم و يقين پيدا كردم كه آنها
هامش
( 1 ) . قاموس كتاب مقدّس .