تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
مىپنداشتيد . ( 21 ) آنان را كه ستم مىكردند و همپايگانشان و آنهايى را كه به جاى خداى يكتا مىپرستيدند گرد آوريد . ( 22 ) همه را به راه جهنم راه بنماييد . ( 23 ) و نگه داريدشان ، بايد بازخواست شوند . ( 24 ) چرا يكديگر را يارى نمىكنيد ؟ ( 25 ) نه ، امروز همه تسليم شوندگانند . ( 26 )

واژگان

فاستفتهم : از آنان بپرس . اللّازب : لازم ، چسبنده . داخرون : بيچارگان . زجرة واحدة : بانگ سهمناك . يوم الدّين : روز كيفر دادن . يوم الفصل : روز جدايى ميان خلايق و تشخيص حقدار از ناحق .

اعراب

« و أزواجهم » مفعول معه براى « احشروا » . « ما لكم » مبتدا و خبر و جملهء « لا تناصرون » حال : « ما شأنكم غير متناصرين ؛ چه شده است شما را كه يكديگر را يارى نمىكنيد ؟ »

تفسير

فَاسْتَفْتِهِمْ أَ هُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمْ مَنْ خَلَقْنا إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طِينٍ لازِبٍ
اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله ! از منكران قيامت بپرس : آيا آفريدن آسمان‌ها و زمين از عدم دشوارتر است ، يا بازگردانيدن انسان پس از مرگ به زندگى ، درحالىكه خداوند اين انسان را از گل سست و چسبنده كه به هرچيزى كه در كنارش باشد مىچسبد و از آن جدا نمىشود آفريد ؟ براى آن خدايى كه جهان را از نيستى آفريد ، ساده است كه اجزاى انسان را
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 542 | محمد جواد مغنية