ستارگانى هستند كه در نزديكترين آسمان به ما قرار دارند و معناى آيه چنين است :
خداى سبحان ستارگان را با شكلها و پرتوهايش ، مايهء زينت و زيبايى آسمان ما قرار داده است . البتّه ، منافع و فايدههاى ديگرى هم دارند : « اوست خدايى كه ستارگان را پديد آورد تا به آنها در تاريكىهاى خشكى و دريا ، راه خويش را بيابيد . آيات را براى آنان كه مىدانند به تفصيل بيان كردهايم » . « 1 » « اوست آنكه خورشيد را فروغ بخشيد و ماه را نورانى ساخت و برايش منازلى معين كرد تا از شمار سالها و حساب آگاه شويد » . « 2 »
وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ * لا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلى وَ يُقْذَفُونَ مِنْ كُلِّ جانِبٍ * دُحُوراً وَ لَهُمْ عَذابٌ واصِبٌ * إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ .
تكواژههاى اين آيات روشن است و برخى از آنها را در بخش « واژگان » توضيح داديم و تنها از بيان حقيقت شيطان مارد و ملأ اعلى خوددارى كرديم . خدا و پيامبر در اينباره سكوت اختيار كرده و بيان نكردهاند كه مراد از شيطان مارد و ملأ اعلى چيست ؟ ما بدون آگاهى آن را تفسير نمىكنيم و به همين دليل مىگوييم : اين آيات از ديدگاه ما از متشابهات است و ممكن است از ديدگاه ديگران از واضحات باشد .
ممكن است سبب سكوت در اينباره آن باشد كه اين شيطان و اين ملأ هيچ ارتباطى به زندگى ما ندارد و يا اينكه اذهان ما از درك حقيقت اين دو ناتوانند و دانشمند هراندازه كه كوشش و دقت كند ، نمىتواند از هرچيزى آگاهى يابد و حتى نمىتواند حقيقت هرچيزى را از تمام جهات و آنطورى كه در واقع است بشناسد .
امّا شناخت ما نسبت به مفردات و تكواژههاى آيات ؛ نظير شهاب ، ثاقب ، عذاب ، واصب ، قذف ، خطف و دحور ، هيچ سودى در تفسير مراد آيات بهطور جمعى ندارد .
چه ، ما نسبت به حقيقت شيطان مارد و ملأ اعلى آگاهى نداريم .
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 97 .
( 2 ) . يونس ( 10 ) آيهء 5 .