و شرح آن خواهد آمد .
السماء الدّنيا : نزديكترين آسمان نسبت به ما .
مارد : نافرمان و مريد به فتح ميم ، صيغهء مبالغه مارد است .
الدّحور : رانده شدن .
واصب : دايم .
ثاقب : درخشان .
اعراب
« و الصّافات » واو براى قسم . « صفّا » مفعول مطلق و « زجرا » نيز همانند آن است .
« ذكرا » مفعول به است . « ربّ السموات » بدل از « واحد » . « الدّنيا » صفت براى « السماء » .
« حفظا » مفعول مطلق براى فعل محذوف : « و حفظناها حفظا » . « دحورا » مصدر ، در جايگاه حال و به معناى مدحورين مىباشد و صاحب حال واو در « يقذفون » است .
« من خطف » ، « من » در محلّ رفع ، بدل از واو « لا يسمعون » و يا در محلّ نصب بنابراين كه استثنا باشد .
تفسير
وَ الصَّافَّاتِ صَفًّا * فَالزَّاجِراتِ زَجْراً * فَالتَّالِياتِ ذِكْراً .
مفسران دربارهء معناى صافات ، زاجرات و تاليات اختلاف نظر دارند . برخى از آنان مىگويند :
مراد فرشتگان هستند . برخى مىگويند : « صافات » ، گروهى از مؤمنان مىباشند كه در نماز و جهاد برگزيده مىشوند و مراد از « الزاجرات » ، زواجر و آيات قرآن مىباشد . « التّاليات » ، قاريان قرآن هستند كه آن را در نماز و ديگر جاها مىخوانند .
دور نيست كه مراد از اين صفات ، انواع فرشتگان سهگانهاى باشد كه امام على عليه السّلام