تفسير
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا خَلَقْنا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينا أَنْعاماً فَهُمْ لَها مالِكُونَ * وَ ذَلَّلْناها لَهُمْ فَمِنْها رَكُوبُهُمْ وَ مِنْها يَأْكُلُونَ * وَ لَهُمْ فِيها مَنافِعُ وَ مَشارِبُ أَ فَلا يَشْكُرُونَ .
مراد از انعام ، شتر و گاو و گوسفند است و آنها نعمتى هستند از سوى خداوند بر بندگانش كه از گوشت آنها مىخورند ، از شير آنها مىنوشند و از پوست ، پشم و كرك آنها براى خود لباس ، لوازم خانه و خانه مىسازند . همچنين ، اين چارپايان ، آنان و بارهاى سنگين ايشان را جابهجا مىكنند كه آنها نمىتوانستند اين كار انجام دهند ، مگر با تحمّل رنج و سختى . خداى سبحان اين موضوع را در چندين آيه تكرار كرده است ، از آن جمله ، در جلد سوم ، آيهء 142 از سورهء انعام ، و جلد چهارم ، آيهء 7 از سورهء نحل . هدف از اين تكرار آن است كه خداوند مىخواهد انسانها را به سپاسگزارى و اطاعت از خودش تشويق كند و با جملهء « افلا يشكرون » به اين هدف اشاره كرده است . در نهج البلاغه آمده است : « حتّى اگر خدا بر معصيت خود ، هشدار نمىداد ، واجب بود كه به خاطر سپاسگزارى از نعمتش معصيت نمىشد » .
مراد از سخن خداوند : « ممّا عملت أيدينا » عوامل طبيعى است . چه ، خداوند جسم نيست تا به ظاهر دست داشته باشد . ابن عربى در الفتوحات مىگويد : خداپرستان ، آفريدگان را به دو نوع تقسيم مىكنند : نوعى كه خداوند آن را با كلمهء « كن ؛ موجود شو » ايجاد مىكند و از اين نوع به « عالم امر » تعبير مىكنند ، چون سخن او : « كن » امر است و نوعى كه آن را با عوامل و اسباب ايجاد مىكند و از آن به « عالم خلق » تعبير مىنمايند .
در اينباره در جلد اوّل همين تفسير ، در بخش : « خدا و سنّتهاى طبيعى » سخن گفته شد .
وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنْصَرُونَ * لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ وَ هُمْ لَهُمْ جُنْدٌ مُحْضَرُونَ .
در واقع شگفتآور است كه انسان خردمند سنگهايى را بپرستد كه نه