عذاب محقق شده بود » . « 1 » مشركان گفتند : قرآنى كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله آورده ، تنها شعرى است كه انديشه و خيال او را بيان مىكند و از سوى خدا وحى نشده است . خداوند اين سخن آنها را رد كرده و مىگويد : شعر از احساس عاطفى و تمايلات و خواستههاى شاعر سرچشمه مىگيرد . و شاعر به يارى كسى كه دوست دارد برمىخيزد ، هرچند بر باطل باشد و با كسى كه دوست ندارد ، مخالفت مىكند ، هرچند حقبهجانب باشد . در حالى كه قرآن سخن جدّى و قاطع است ، نه سخن ياوه و از روى هواى نفس ، كتاب عقيده و آيين است ، كتاب اخلاق و اندرز است و داراى دانش و انديشه مىباشد ، حال آنكه شعر چنين ويژگىهايى را ندارد . اگر قرآن ساخته و پرداختهء محمّد صلّى اللّه عليه و آله مىبود ، بايد رنجها ، غمها و زندگى و مشكلات او در اين كتاب بازگو مىشد - چنانكه وضعيت شاعران چنين است - با اينكه مىدانيم قرآن مشكلات محمّد صلّى اللّه عليه و آله و گرفتارىهاى او را بيان نمىكند .
البتّه ، بايد بدين نكته اشاره كنيم كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از شعر به عنوان يك هنر ، كه در بيان خواستهها و آرزوهاى ملّتها اثرى مثبت دارد ، تقدير مىكرد و بدان احترام مىگذاشت . حديث مشهورى است كه حضرت فرمود : « برخى از بيانها سحرآميز و برخى از شعرها حكمت است » . او براى موفقيّت شاعرانى كه حق و طرفدارانش را يارى مىكردند ، دعا مىفرمود . عبايش را به كعب بن زهير بخشيد ، تا از وى تقدير كرده باشد ، آنگاه كه اين شاعر ، قصيدهء معروفش به نام « قصيدهء برده » را در مدح او سرود . مطلع اين قصيده چنين است :
بانت سعاد فقلبى اليوم متبول * متيّم إثرها لم يفد مكبول
سعاد رفت و امروز قلبم شيدا و شيفتهء اوست و پس از آن ، در بند كردن سودى ندارد .
و يكى از ابيات اين قصيده چنين است :
هامش
( 1 ) . زمر ( 39 ) آيهء 71 .