تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠

واژگان

ملكوت : مبالغه در پادشاهى و سلطنت خدا .

اعراب

« أول مرّة » منصوب بنابر ظرفيّت و عامل آن « انشأها » مىباشد . « جعل لكم » بدل از « الّذى انشأها » . « بلى » حرف جواب و به جملهء مثبت اختصاص دارد ، خواه پيش از آن مثبت باشد و خواه منفى ؛ به بيانى روشن‌تر . « بلى » اثبات را تأكيد و نفى را باطل مىكند .

تفسير

أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ .
انسان يك روز نطفه [ - آب منى مرد ] بود ، تا اين‌كه به قدرت خداوند به موجودى كامل و برخوردار از نيروى درك و بيان تبديل شد سپس اصلش را فراموش كرد و از راه انجام گناه به دشمنى با پروردگارش پرداخت و در سخن گفتن از خود مهارت نشان داد .
وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ .
ضمير پنهان در « ضرب » به انكار كنندهء دوباره زنده شدن برمىگردد . اين منكر ، براى محال بودن آن ، مثل مىزند و مىگويد : چگونه دوباره ، اجزاى استخوان گرد مىآيند و تركيب مىشوند ، درحالىكه پوسيده و به صورت خاكى درآمده‌اند كه اين‌جا و آن‌جا پراكنده شده است ؟ از اين رو ، خداوند در ردّ اين صاحب مثل مىگويد : آيا از قدرت خدا در شگفت مىآيى و دوباره زنده شدن را انكار مىكنى و مثل‌ها مىزنى و آن‌گاه خودت را فراموش مىكنى ، درحالىكه خداوند تو را از خاك و سپس از نطفه آفريد ؟ تو را كه هيچ نبودى به وجود آورد . بنابراين ، بار ديگر پس از آن‌كه استخوان‌هايت پوسيده گردد ، تو را زنده مىكند .
قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ .
اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله ! به آن انكار
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 530 | محمد جواد مغنية