وَ كانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ ؛
اين افراد مفسد از ثروتمندانى بودند كه با ثروتهاى خود به مردم ستم مىكردند و آن را ابزارى براى ايجاد ستم و تبهكارى در زمين قرار مىدادند و در برابر هرشخصيت اصلاحطلب و نيكوكار مقاومت مىكردند . كارهاى آنان به گونهاى نبود كه هم جنبهء خوبى داشته باشد و هم جنبهء بدى ، بلكه تمامى كارهايشان زشت و نكوهيده بود و مراد سخن خداوند : « و لا يصلحون » ، نيز همين معناست .
قالُوا تَقاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ ما شَهِدْنا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَ إِنَّا لَصادِقُونَ .
ضمير « تقاسموا » به آن نه نفر مفسد برمىگردد و ضمير « لنبيّتنّه » ، « أهله » و « وليّه » به صالح . و معناى آيه چنين است : اين نه نفر ، برخى به برخى ديگر مىگفتند : به خدا سوگند ياد كنيد كه به صالح و خاندانش شبيخون زنيم و همگى را بكشيم و آنگاه به خويشاوندان و اولياى خون او بگوييم : نه ما او را كشتيم و نه از قاتل او آگاهى داريم و ما در آنچه مىگوييم ، راستگو هستيم .
وَ مَكَرُوا مَكْراً وَ مَكَرْنا مَكْراً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ .
حيله آن نه تن اين بود كه توطئه كردند تا به صالح شبيخون بزنند و او و خاندانش را بكشند بدون آنكه كسى از اين حادثه آگاهى پيدا كند . امّا حيله خداوند اين بود كه پيش از آنكه دستشان به صالح برسد [ و توطئه خود را عملى سازند ] از جايى كه نمىدانستند ، مجازات و نابودشان كرد . به تفسير آيهء 54 از سورهء آل عمران در جلد دوم بخش : « خداوند بهترين حيلهگران است » رجوع كنيد .
فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ .
آنان خواستند صالح را نابود كنند ، خداوند آنها را نابود كرد . اين واقعه ، اندرز و پندى است براى كسانى كه توطئه مىكنند تا عليه ديگران دست به جنايت بزنند .
فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خاوِيَةً بِما ظَلَمُوا .
آنان بر خود ستم كردند ؛ زيرا خدا به ايشان هشدار و مهلت داد و آنان بر تبهكارى و گمراهى پافشارى كردند .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً