تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
كه فال بد زدن در واقع چيزى نيست و هيچ تأثيرى بر انسان ندارد و تنها بر روان و اعصاب وى اثر مىگذارد ، چون او خيال مىكند كه فال بد مىبيند و اثر مىكند ، همانند كودكى كه شبح را همچون حيوان درنده‌اى تصور مىكند كه مىخواهد او را طعمه خود قرار دهد . معناى آيه چنين است : تكذيب‌كنندگان به فرستادگان گفتند : ما دعوت شما را به فال بد مىگيريم و بيم از آن داريم كه اين دعوت باعث به وجود آمدن اختلاف در ميان ما شود و ما را به دو گروه تقسيم كند : گروهى موافق شما و گروهى مخالف شما . بنابراين ، سكوت شما هم به نفع ماست و هم به نفع شما و اگر خودتان سكوت اختيار نكنيد ، ما با سنگسار و شكنجهء سخت ، شما را به سكوت وادار مىكنيم . فرستادگان به آنها گفتند : اين بيم و فال بد زدن ، هيچ دليل و منبعى ندارد ، جز اين‌كه نفس‌هايتان شما را وسوسه مىكند كه دعوت ما شوم و بد است ، درحالىكه خودتان بد هستيد و شرك و نادانى و فساد شما بد مىباشد .
وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعى .
خداى سبحان به نام اين مرد ، اشاره نكرده است . با اين وجود ، مفسران و يا بيشتر آنان گفته‌اند : نام اين مرد حبيب نجّار و خانهء او در اطراف شهر بوده و به خداوند ايمان داشته است . وى زمانى كه شنيد قومش مىخواهند فرستادگان را بكشند ، به يارى آنان شتافت و با زبانش به دفاع از آنان پرداخت . البتّه ، من نمىدانم مفسران اين نام را از كجا آورده‌اند ؟ حتّى در اين‌باره در فهرست كتاب مقدس و قاموس آن به جستجو پرداختم و نام حبيب را نيافتم . اين نام را طبرى از ابن عباس و كعب الاحبار نقل كرده است . در هرصورت ، ما علاقه‌اى به نام آن مرد نداريم و بيش از آنچه آيات بدان دلالت دارند ، براى ما اهمّيتى ندارد و آيات ، او را به عنوان مردى اصلاح‌طلب و مؤمن توصيف مىكند ، چون او گفت :
قالَ يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ * اتَّبِعُوا مَنْ لا يَسْئَلُكُمْ أَجْراً وَ هُمْ مُهْتَدُونَ .
او به قومش سفارش كرد كه دعوت فرستادگان را بپذيرند و از آن ، روى برنگردانند ؛ زيرا اين پذيرش به