إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ .
« الاغلال » : جمع غل ، به معناى طوق آهنين . « الأذقان » : جمع ذقن : چانه . هنگامى كه دستها را با غل به گردن مىبندند ، سر به سمت بالا نگاه داشته مىشود و براى فردى كه با غل بسته شده ، توجّه كردن به راست و چپ و يا نگريستن به بالا امكانپذير نيست . بنابراين ، وى هميشه به سوى آسمان نگاه مىكند و به چنين شخصى مقمح گفته مىشود .
وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ .
خداوند آنان را در روز قيامت ميان دو سدّ از آتش قرار مىدهد : يكى پيش روى آنها و ديگرى پشت سر آنان قرار دارد . آنها نه به جلو مىتوانند بروند و نه به عقب . نه آسمان را مىبينند و نه ديگر چيزها را ؛ زيرا اين دو سد جلوى ديد ايشان را مىگيرند . البتّه دور نيست كه اين سخن كنايه از دردناكى و سختى عذاب باشد . در هرحال ، اين عذاب و امثالش تنها به مشركان اختصاص ندارد ، بلكه هرجنايتكار و ستمگرى را دربر مىگيرد . امام على عليه السّلام مىگويد :
اما كيفر گناهكاران آن است كه آنان را در بدترين جاى وارد كند و دستها را به گردنهاشان ببندد و موهاى پيشانيشان را به قدمها پيوسته گرداند و پيراهنهايى از قطران ( روغن بدبو ) و جامههايى از آتش سوزان به ايشان بپوشاند و در عذابى باشند كه گرماى آن بسيار سوزنده باشد و در خانهاى كه در را به روى اهل آن بسته باشد و در آتشى هستند بسيار سوزان و باغوغا ، داراى زبانه بلند گشته و صداى ترساننده .
نظير اين سخن خداوند در آيهء 5 از سورهء رعد و 33 از سورهء سبأ بيان شد .
وَ سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ .
اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله ! چه آنان را اندرز بدهى و يا اندرز ندهى برايشان يكسان است ، چون آنان جز با الهام گرفتن از هواهاى نفسانى و منافعشان كارى انجام نمىدهند . نظير اين آيه در آيهء 7 از سوره بقره بيان شد .
إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ كَرِيمٍ .
كسى