تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
الَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ .
هرانسانى عاقبت شيرين يا تلخ دارد . عاقبت كسى كه كافر شده و تبهكارى كرده جهنم است و چه بد سرنوشتى است . سرانجام كسى كه ايمان آورده و كار نيك انجام داده بهشت موعود و آسايش هميشگى است .

آرايش كردار بد

أَ فَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً .
هيچ‌كس بدون فلسفه و الگوى عالى زندگى نمىكند ، حتّى آنان كه فلسفه‌ها و الگوهاى عالى را قبول دارند ؛ زيرا آنها همين عدم پذيرش را فلسفه و الگوى عالى براى خود قرار داده‌اند . به همين دليل گفته مىشود : كسى كه فلسفه را نفى كند ، درواقع به فلسفه‌بافى روى آورده است . آرى ، هرانسانى فلسفه‌اى دارد و تفاوت در آن است كه برخى از مردم ، فلسفه را برپايهء تجربه و تحليل بنا مىكنند و برخى از آنان برپايهء عقل و يا دين . برخى ديگر از انسان‌ها هستند كه از راه منيّت و هوس‌هاى خود ، دربارهء اشيا به قضاوت مىپردازند و از هرچيز ديگرى روى مىگردانند : نه جستجو مىكنند ، نه مىانديشند و نه به تجزيه و تحليل مىپردازند ، چون اينان نه دانش را باور دارند ، نه خرد را و نه دين را و نه هيچ‌چيز ديگر را ، جز آن‌چه را كه خود مىبينند و بدان تمايل دارند . چنين افرادى ، تنها خودشان را ، معيار حق و نيكى و درستى مىدانند ، گويى كه هيچ‌گونه كاستى و خطايى ندارند . سخن گفتن دربارهء اين‌گونه طرز فكر را در دايرهء هيچ تحقيقى نمىتوان وارد كرد ، جز اين‌كه گواهى است بر نادانى و خودخواهى گوينده . خداوند به اين طرز فكر در چندين آيه و از جمله در اين آيه اشاره كرده است يكى از اين آيات اين سخن خداوند است : « بگو : آيا شما را آگاه كنيم كه كردار چه كسانى بيش از همه به زيانشان بود ؟ آنهايى كه تلاششان در زندگى دنيا تباه شد و مىپنداشتند كار نيكو مىكنند » . « 1 » از
هامش
( 1 ) . كهف ( 18 ) آيات 103 - 104 .