تعدّى است : « ياى » متكلّم ، مفعول اوّل ، « الذين » مفعول دوم و « شركاء » مفعول سوم آن مىباشد . « كافّة » حال از كاف « أرسلناك » . در البحر المحيط آمده است كه « كافّة » به معناى عامّه مىباشد و تنها حال واقع مىشود و جز اين ، تصرّف در آن نمىتوان كرد .
« تاء » در « كافّة » به معناى مبالغه است ؛ نظير تاى علّامه : ما تو را نفرستاديم ، مگر اينكه تبليغ تو تمامى مردم را فرامىگيرد . « للنّاس » متعلق به « كافّة » و « بشيرا » حال پس از حال .
تفسير
قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ .
مشركان ، فرشتگان و بتها را مىپرستيدند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آنان را از اين كار ، نهى كرد و آنها نپذيرفتند . از اين روى ، به فرمان خدا به آنها فرمود : دليل بر الوهيّت كسانى كه شما آنها را شريك خدا قرار دادهايد ، چيست ؟ آنها را براى سود و يا زيان رسانيدن بخوانيد و آنگاه بنگريد : آيا اين خدايانتان مىشنوند و اجابت مىكنند ؟ هدف از اين درخواست پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن بود كه از راه مبارزهخواهى و به عجز كشاندن مشركان ، حجّت را بر آنان تمام كند . از اين قبيل است سخن خداوند : « بگو آنهايى را كه جز او خدا مىپنداريد ، بخوانيد . نمىتوانند بلا را از شما دور سازند يا آن را نصيب ديگران كنند » . « 1 »
لا يَمْلِكُونَ مِثْقالَ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ وَ ما لَهُمْ فِيهِما مِنْ شِرْكٍ وَ ما لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ .
ضمير « لا يملكون » ، « لهم » و « منهم » به شريكان خيالى برمىگردد و ضمير « له » به خداى تعالى و ضمير « فيهما » به آسمانها و زمين . « مثقال ذرّة » كنايه از كوچكترين و پستترين چيزهاست . « الشرك » : نصيب و « الظهير » : كمككننده .
معناى آيه چنين است : خداوند نه شريكى دارد و نه ياورى و كسى نيست كه به همراه او مالك چيزى باشد .
وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ .
اين جمله ردّى است بر
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 56 .