اعراب
« يا جبال اوّبى » : « قلنا يا جبال اوّبى » . « الطير » به نصب ؛ زيرا عطف است بر محل « الجبال » . مصدر مؤوّل از « آن اعمل » مفعول من اجله براى « ألنّا » : « النّا له الحديد لأجل عمل الدروع » برخى گفتهاند : « آن » مفسره و به معناى « أى » مىباشد . « الريح » مفعول براى فعل محذوف و در تقدير چنين است : « و سخّرنا لسليمان الريح » . « غدوّها شهر » مبتدا و خبر و جمله حال از « الريح » . « و من الجن من يعمل » . « من » مفعول براى فعل محذوف : « و سخّرنا له من الجنّ من يعمل » . « آل داود » : « يا آل داود » . مفعول « اعملوا » محذوف است و « شكرا » مفعول لاجله ؛ يعنى : « اعملوا الخيرات شكرا للّه » . « قليل » خبر مقدّم و « الشكور » مبتداى مؤخّر . « أن لو كانوا » . « ان » مخفّفه از ثقيله و اسم آن محذوف است به تقدير : « أنّهم » و مصدر مؤوّل بدل اشتمال است از « الجنّ » ؛ يعنى : « أظهرت الجنّ جهلهم ؛ يعنى : جهل جنّيان هويدا شد » .
تفسير
وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ .
خداوند در آيهء 15 از سورهء نمل مىفرمايد : « ما به سليمان و داوود دانش داديم » . و در آيهء 162 از سوره نساء مىفرمايد : « ما به داوود زبور داديم » . در آيهاى كه ما درصدد تفسير آن هستيم مىگويد : ما نعمت صداى نرم و لطيف را به داوود داديم كه با صفاى خودش ، كوهها و پرندگان را به گفتگو وادار مىكند . در آيهء 78 از سورهء انبياء گفتيم : ممكن است تسبيحگويى كوهها و پرندگان به همراه داوود بهطور حقيقى باشد ؛ زيرا خداوند بر هر چيزى تواناست . كسى گفته است : مراد از تسبيح گويى كوهها و پرندگان با داوود آن است كه اين كوهها و پرندگان ، تسبيحگويى را به وى الهام مىكردند و هرگاه آنها را مىديد بهطور مكرر مىگفت : « سبحان من خلق و صور منزه است خدايى كه آفريد و