تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
بدون اين‌كه سستى و كوتاهى كند ، رسانيد و در راه خدا با دشمنان او جهاد كرد ، بدون اين‌كه سهل‌انگارى كند و براى كسى عذرى باقى گذارد . او پيشواى كسى است كه تقوا پيشه كند و چشم كسى است كه بخواهد راه بيابد .
وَ سِراجاً مُنِيراً ؛
او چراغ روشنىبخش است كه گمراهان با او به ساحل صلح و امنيّت راه مىيابند .
وَ لا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ .
عين اين آيه در آغاز همين سوره به همراه تفسير و پرسش در مورد عيب نهى و پاسخ آن بيان شد .
وَ دَعْ أَذاهُمْ .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آنان را آزار نداد و اين مشركان بودند كه او را آزار دادند ، تا آن‌جا كه گفت : « هيچ پيامبرى چونان من ، آزار نشد » . بنابراين ، معناى جمله چنين مىباشد : از آنان روى بگردان و به نادانى و كم‌خردى ايشان توجّهى نكن .
وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا .
در نهج البلاغه آمده است : كسى كه به خدا توكّل كند ، خدا او را كفايت مىكند ، كسى كه از او درخواست كند ، به او مىبخشد ، كسى كه از او وام بخواهد ، به او مىدهد و كسى كه او را سپاس گزارد ، پاداشش مىدهد .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِناتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَما لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَها فَمَتِّعُوهُنَّ وَ سَرِّحُوهُنَّ سَراحاً جَمِيلًا .
متعه به ضمّ ميم و كسر آن در لغت اسم است براى تمتّع [ - لذّت بردن ] و در اصطلاح شريعت عبارت است از مالى كه شخص طلاق‌دهنده به همسر طلاق‌داده‌شدهء خويش برحسب توان مالىاى كه دارد مىبخشد . اگر شوهرى پيش از آميزش ، همسرش را رها كند ، اين زن عدّه ندارد . همچنين ، اگر اين زن استحقاق گرفتن نصف مهر را داشته باشد ، بر شوهرى كه مىخواهد او را طلاق دهد ، واجب نيست كه متعه [ - مالى ] را به او ببخشد و اگر اين زن ، استحقاق نصف مهر را نداشته باشد ، پرداخت متعه به او واجب است .