تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
راهند و هيچ پيمان خود دگرگون نكرده‌اند . ( 23 ) تا خدا راستگويان را به سبب راستى گفتارشان پاداش دهد و منافقان را اگر خواهد عذاب كند يا توبهء آنها را بپذيرد ، كه خدا آمرزنده و مهربان است . ( 24 ) و خدا كافران كينه‌توز را بازپس زد . اينان به هيچ غنيمتى دست نيافتند . و در كارزار ، مؤمنان را خدا بسنده است ؛ زيرا خدا پرتوان و پيروزمند است . ( 25 ) و از اهل كتاب آن گروه را كه به ياريشان برخاسته بودند از قلعه‌هايشان فرود آورد و در دل‌هايشان بيم افكند . گروهى را كشتيد و گروهى را به اسارت گرفتيد . ( 26 ) و خدا زمين و خانه‌ها و اموالشان و زمين‌هايى را كه بر آنها پاى ننهاده‌ايد به شما واگذاشت . و خدا بر هركارى تواناست . ( 27 )

واژگان

اسوة به ضم الف و كسر آن : پيشوا . نحبه : صاحب مجمع البيان مىگويد : « قضى نحبه ؛ مرد و يا در راه خدا كشته شد » . ظاهروهم : كمك كردند آنها را . الصياصى : جمع صيصة ؛ يعنى هرچيزى كه با آن از هجوم جلوگيرى شود . نظير دژ و امثال آن . به شاخ گاو و آهو نيز صياصى مىگويند .

اعراب

« لمن كان يرجوا » متعلق به « حسنة » . « كثيرا » صفت براى مصدر محذوف : « ذكرا كثيرا » . فاعل « زادهم » ضمير مستترى است كه به بلا برمىگردد . « ما عاهدوا اللّه » « ما » اسم موصول در محلّ نصب به نزع الخافض : « صدقوا فيما عاهدوا اللّه عليه » . « كفى » در اين‌جا به دو مفعول متعدّى مىشود همانند : « كفاك اللّه شرّ الاعداء » . « المؤمنين » مفعول اوّل و « القتال » مفعول دوم .