است : اگر فرض شود كه درياها مركّب و درختان قلمهايى باشند كه قدرت خداوند بر ايجاد آنچه را كه اراده مىكند ، بنويسند ، هرآينه درياها و قلمها تمام مىشوند ، در حالى كه قدرت خدا تا بىنهايت باقى مىماند . به بيانى ديگر : اندازهء قدرت خداوند آن است كه اندازهاى ندارد . نظير اين آيه ، در جلد پنجم در آيه 110 از سورهء كهف بيان شد .
ابن عربى در جلد چهارم از كتاب الفتوحات المكيه مىگويد :
درياها و قلمها از مصاديق كلمات خداوند مىباشند . اگر درياها مركّب باشند ، تنها آنچه را كه در آن وجود دارد مىتوانند بنويسند و قلمها و كلماتى كه در هستى وجود دارند باقى مىمانند ، در حالىكه با توجّه به تمام شدن درياها ، توان نوشتن آنچه را كه موجودند ندارند ، چه رسد به آنچه كه هنوز موجود نشدهاند ؛ يعنى ممكنات .
مقصود ابن عربى آن است كه اگر درياها مركّب باشند و بخواهيم دربارهء شگفتىهايى كه خداوند آنها را در دل درياها به وديعت نهاده است بنويسيم ، با نوشتن اين شگفتىها و رازها ، درياها تمام مىشوند و هرگاه با تمام شدن درياها ، مركّب تمام شود ، قلمها نيز از نوشتن بازمىمانند . بنابراين ، ساير موجودات ، بدون اينكه دربارهء آنها قلم زده شود ، باقى مىمانند . البتّه اين وضعيّت ، نسبت به چيزهايى است كه در حال حاضر وجود دارند ، چه رسد به چيزهايى كه هنوز وجود پيدا نكردهاند و خدا هر زمان كه بخواهد با گفتن كلمه : « كن ؛ موجود شو » آنها را ايجاد مىكند .
ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ .
هر توانمندى جز خدا اگر بر چيزى توان داشته باشد ، از چيزهايى ناتوان است و آن چيزى هم كه بر آن قادر است ، برخى نياز به تلاش ندارد ، برخى نياز به تلاش اندك و برخى نياز به تلاش فراوان دارد . امّا خداوند بر هرچيزى قادر است و بزرگ و كوچك در نزد قدرت او يكسانند . بنابراين ، آفرينش تمامى مردم براى او چونان آفرينش يكى از آنان است و همچنين است زنده كردن آنان براى حسابرسى و كيفر .