كه من در روز قيامت در ميان امّتها به شما افتخار مىكنم ، هرچند به جنينى كه سقط شده باشد .
پيشتر گفتيم : اين حديث و امثال آن از باب تبرّك قرائت مىشود ؛ چرا كه اگر گمان برده شود كه اخلاق نيكو و تهذيب قرآنى با تلاوت احاديث و آيات حاصل مىشود ، اين گمان نادرست و خطا مىباشد . اين گمان هرگز درست نيست ؛ زيرا اين تهذيب ، تنها از راه تربيت قرآنى به دست مىآيد ، بدين معنا كه فرزندان از آغاز كودكى تا زمانى كه هدف موردنظر خداوند از ازدواج را درك مىكنند برطبق تربيت قرآنى پرورش يابند و تنها اين تربيت است كه از هرشائبهء كاسبكارانه و سياسى به دور است . امّا اگر ما فرزندانمان را به گونهاى تربيت كنيم كه عاشق مالاندوزى ، فخرفروشى و نمادهايى پوچ و نادرست شوند و مادر به دخترش بگويد : خوشا به حالت كه شوهر ثروتمند يافتى و پدر به پسرش سفارش كند كه با دختر وزير و تاجر بزرگ ازدواج كند ، خواندن آيات و روايات بر اين تربيت ، هيچ تأثيرى ندارد .
البتّه ، حديث « تناكحوا . . . تناسلوا . . . » بىترديد ، حديثى صحيح است ، ليكن سرور انبيا ، به مؤمنان پرهيزكار ، مجاهدان آزاديخواه و نيز به جنين سقطشده مىنازد و از گناهكاران و تبهكاران بيزارى مىجويد ؛ يعنى از آن دختران و پسرانى كه دين و اخلاق آنها را از گناه بازنمىدارد . نيز پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از خيانتكاران و جيرهخواران دشمنان خدا و بشريّت بيزارى مىجويد . در حديث آمده است :
زمانى بر مردم خواهد آمد كه دين انسان ديندار سالم نمىماند ، مگر اينكه از فراز كوهى به فراز كوهى ديگر بگريزد . گفتند : اى پيامبر خدا ! اين وضعيّت در چه زمان خواهد بود ؟
فرمود : زمانى كه خرج زندگى جز از راه گناه به دست نيايد و در اين صورت ، ازدواج نكردن روا مىباشد .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ .
هدف از ازدواج ، آرامش ، دوستى و دلسوزى