تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
وانگهى نوشتن تفسير و غير تفسير تحت تأثير باور و گرايش‌هاى نويسنده ، فرهنگ ، محيط ، شرايط و وراثت او قرار دارد و اين ، سنّت طبيعت است كه هيچ‌كس نمىتواند بر خلاف آن عمل كند ، ليكن معناى اين سنّت آن نيست كه تمامى باورها و گرايش‌ها با حق و واقعيّت سازگارى نداشته باشد ، چه در غير اين صورت ، گفتن سخن عادلانه و راست محال بود . وظيفهء انسان آن است كه حق را تنها از منبع آن جستجو كند ، نه از گرايش‌ها و تقليدها و اين ، همان چيزى است كه ما براى آن تلاش مىكنيم و به دنبال آن هستيم و خدا هدف انسان را مىداند . اين سطرها را بر صفحاتى عطف مىكنيم كه آنها را دربارهء اين موضوع ، در جلد چهارم در تفسير آيهء 113 از سورهء توبه نوشتيم .
وَ قالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنا .
در روايت آمده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « سوگند به آن‌كه جانم در دست قدرت اوست ، هرآينه به اين امر [ - دين اسلام ] سياه و سفيد و حتّى كسانى را كه بر قلّهء كوه‌ها و عمق درياها سكونت دارند فرامىخوانم . مردم ايران و روم را فرامىخوانم » . زمانى كه سران قريش اين سخن را شنيدند ، آن را بزرگ شمردند و به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله گفتند : « چگونه از تو پيروى كنيم ، درحالىكه تو چنين هدفى دارى ؟ و اگر ما دعوتت را اجابت كنيم ، مردم [ عليه تو ] گرد مىآيند كه در ميان آنها ايرانيان و روميان هم به چشم مىخورند و آنان براى بيرون راندن ما از سرزمين‌مان دست‌به‌دست هم مىدهند و كعبه را آن‌چنان ويران مىكنند كه سنگى از آن برجاى نماند » . اين روايت خواه از جهت سند درست باشد و خواه نباشد ، مضمونش مىتواند تفسير اين آيه باشد ، چرا كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله سياه و سفيد را فراخواند و بر اين فراخوانىاش پاى فشرد و بدين سبب ، سران قريش هم با او جنگيدند . به علاوه ، روايت گذشته با اين سخن خداوند كاملا همخوانى دارد :
أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً يُجْبى إِلَيْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍ رِزْقاً مِنْ لَدُنَّا
اى مردم مكه ! چگونه از مردم بيم داريد ، در