تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
براى مبتداى محذوف : « فهو متاع » . « ما عند اللّه » « ما » اسم موصول ، مبتدا و « خير » ، خبر آن است .

[ تفسير ]

ابو طالب و اسلام

إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ .
دربارهء سبب نزول اين آيه اختلاف نظر وجود دارد . بيشتر مفسران اهل سنّت مىگويند : اين آيه دربارهء عموى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ؛ يعنى ابو طالب نازل شد . شيعه مىگويند : آيه به‌طور آشكار نه از ابو طالب نام برده و نه از ديگرى و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هدايت را براى تمامى مردم ، خواه خويشاوندان و خواه ديگران دوست دارد . كلمهء « من » از واژه‌هايى است كه بر عموم دلالت دارد و تفسير آن ، تنها به ابو طالب ، تصرّف بىدليل در سخن خدا است . امّا صحّت رواياتى كه مىگويد : آيه در شأن ابو طالب نازل شده ، از ديدگاه ما به اثبات نرسيده است . بر اين اساس ، آيه ، هم معناى اين سخن خداوند است : « آيا تو مىتوانى كوران بىبصيرت را راه بنمايى ؟ » . « 1 » صاحب تفسير الظلال ، پيرامون اين آيه ، سخن را به درازا كشانده و در پايان ، همان نظرگاه آبا و اجدادى را برگزيده و بدون اين‌كه به قضاوت و تحقيق بپردازد ، به همان دلايل پيشينيان تكيه كرده است . به رغم اين‌كه اين دلايل با فطرت انسان آشكارا در تضاد است . و اين در حالى است كه صاحب الظلال بارها و بارها تكرار كرده كه مخاطب قرآن ، ژرفاى فطرت مىباشد . اكنون ، ما گفته‌هاى او را به دادگاه فطرى و بىطرف مىكشانيم ، نه به دادگاه مذهبى و تعصّب‌آميز و از خواننده تقاضا داريم كه به عنوان يك فرد آگاه و منصف ، سخنان ما را بررسى كند . صاحب الظلال چنين مىگويد : اين عموى پيامبر خدا ، سرپرست ، حمايتگر و دفاع‌كنندهء اوست كه به رغم محبّت شديد
هامش
( 1 ) . يونس ( 10 ) آيهء 43 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 132 | محمد جواد مغنية