تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
بوديم . ( 58 ) و پروردگار تو مردم قريه‌ها را هلاك نكرد تا آن‌گاه كه از خودشان پيامبرى بر آنها مبعوث داشت و او آيات ما را بر آنها بخواند . و ما قريه‌ها را نابود نكرده‌ايم مگر آن‌كه مردمش ستمكار بوده‌اند . ( 59 ) و چيزهايى كه به شما داده شده است ، برخوردارى و آرايش اين زندگى دنيوى است . حال آن‌كه آنچه نزد خداست ، بهتر و ماندنىتر است . چرا در نمىيابيد ؟ ( 60 ) آيا آن‌كس كه او را وعده‌هاى نيك داده‌ايم و آن وعده‌ها را خواهد ديد . همانند كسى است كه او را از متاع اينجهانى برخوردار كرده‌ايم و در روز قيامت هم به باز خواستش فرامىخوانيم ؟ ( 61 )

واژگان

نتخطّف : از تخطّف گرفته شده است ؛ يعنى گرفتن چيز به زور . البطر : سركشى در هنگام برخوردارى . امّها : مقصود بزرگ‌ترين شهرها و يا پايتخت است . من المحضرين . خداوند آنان را در روز قيامت به منظور حسابرسى و كيفر محشور مىكند .

اعراب

« رزقا » مفعول من اجله براى « يجبى » و يا مفعول مطلق ؛ زيرا « يجبى » دربردارندهء معناى رزق است ، بنابراين ، نظير « قمت وقوفا » مىباشد . « من لدنّا » متعلق به محذوف و صفت براى « رزق » . « كم » خبريّه و در محلّ نصب به « اهلكنا » . « من قرية » تميز . « معيشتها » منصوب به نزع الخافض ؛ يعنى : « بطرت فى معيشتها » . همچنين جايز است كه « بطرت » به معناى كفرت و « معيشتها » مفعول آن باشد . « فتلك مساكنهم » مبتدا و خبر . جملهء « لم تسكن » حال از « مساكنهم » . « قليلا » صفت براى محذوف : « زمنا قليلا » . « ما أوتيتم » ، « ما » اسم شرط ، مبتدا . « فمتاع » خبر