او به پيامبر خدا و محبت شديد پيامبر خدا نسبت به او ، خداوند ايمان را براى او مقدّر نمىكند و مقدّر نمىكند كه او ايمان بياورد .
اين سخن بدين معناست كه خداوند دوست ندارد ابو طالب بگويد : لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه ، ليكن پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله گفتن اين سخن را از عمويش دوست دارد و بر آن پافشارى مىكند .
پرسش : آيا از ديدگاه عقل و فطرت درست است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله چيزى را دوست داشته باشد كه خدا آن را دوست نمىدارد و از آن نفرت دارد ؟ در اين صورت ، چگونه خداوند در چندين آيه ، اطاعت از پيامبرش را همسنگ اطاعت از خودش قرار داده است ؟ اگر خداوند از اسلام آوردن ابو طالب نفرت دارد و به تعبير صاحب الظلال ، آن را براى او مقدّر نكرده است ، پس چرا او را مجازات مىكند و وى را - چنانكه دروغگويان نقل كردهاند - در كنارهء آتش قرار مىدهد ؟ آيا رواست كه نيرومند ، ناتوان را به خاطر كارى مجازات كند كه انجام نداده است ؟ چگونه چنين كند ، درحالىكه مىگويد : « من بر بندگان ستم نمىكنم » ؟ چرا خداوند اسلام ابو سفيان را دوست دارد و از اسلام ابو طالب نفرت دارد ؟ آيا بدين سبب كه ابو سفيان كينهتوزترين مردم نسبت به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بود و به همين دليل ، سپاه تشكيل داد و با او جنگيد و به اين سبب كه ابو طالب به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله عشق مىورزيد ، او را نگهدارى مىكرد ، مورد حمايت قرار مىداد و به تعبير صاحب الظلال از او دفاع مىكرد و يا به اين دليل كه ابو سفيان پدر معاويه و ابو طالب پدر على عليه السّلام است ؟
خوب است بدين نكته اشاره كنيم كه تمامى آنچه در اين پرسشها مطرح شده ، از ديدگاه قائلان به كفر ابو طالب بر خداوند روا مىباشد . چه ، آنان بر اين باورند كه هيچ چيزى بر خدا واجب نيست و هيچچيزى از او زشت نمىباشد و او مىتواند بيگناهان را مجازات و به خونخواران نيكى كند . من نمىدانم : آيا مقصود صاحب الظلال از فطرتى كه قرآن ، آن را مورد خطاب قرار مىدهد ، همين معناست ؟
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٣٣