را مىشناسند ، او را مىشناسند » . « 1 » از اين روى ، گروهى از آنان ايمان آوردند و گروهى باوجود اينكه حق را مىشناختند ، به خاطر حفظ مقام و درآمدهايشان ، آن را پنهان كردند .
أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ ؛
اينان دوبار پاداش دريافت مىكنند : يكبار به خاطر اخلاصى كه به دين خود دارند ؛ دينى كه به آنان دستور داده ، تا از محمّد صلّى اللّه عليه و آله و قرآن پيروى كنند و يكبار
بِما صَبَرُوا ؛
به خاطر اينكه بر آزار نابخردان كافر شكيبايى كردند . چه ، اسلام آنها حجّت كوبندهاى بود بر كسانى كه بر كفر و دشمنى [ با پيامبر ] پاى مىفشردند .
صبر ، حكمت و شجاعت است
وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ .
مسلمانان صدر اسلام ، آزار و شكنجهء فراوانى را تحمّل كردند ، حتّى خود حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله وقتى از راه مىگذشت ، نابخردان فرياد مىزدند : « ديوانه ، دروغگو ، جادوگر » . امّا ايشان بدون اينكه شكايت كنند ، صبر پيشه كردند و اين آزارها را تحمّل نمودند . خداوند صبر آنان را « حسنة » و جنايت و آزار مشركان را « سيئّة » توصيف كرده است . اين تعبير ، اشاره بدين نكته دارد كه تنها سلاح شخص ناتوان صبر است و فرياد زدن و خراب كردن اعصاب ، نوعى ديوانگى به شمار مىرود و مقاومت بدون اسلحه ، مرگ و خودكشى است . بنابراين ، صبر انسان ضعيف ، خردمندى ، حكمت ، شجاعت و قهرمانى است . البتّه ، مشروط بر اينكه براى از بين بردن ناتوانى و عوامل آن ، مجدّانه تلاش و كار كند و هركس سهلانگارى و تنبلى كند ، خويشتن را كوچك شمرده و به خوارى و پستى رضايت داده است . به بيانى ديگر : انسان ضعيف ، بهسان بيمار است و بايد براى بهبودى تلاش كند و تنها پس از ناتوانى و نااميدى [ از يافتن دارو ] صبر كند .
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 146 .