است از جانب پروردگارت تا مردمى را كه پيش از تو بيمدهندهاى نداشتند ، بيم دهى . باشد كه پندپذير شوند . ( 46 )
تا چون به سبب اعمالى كه مرتكب شدهاند مصيبتى به آنها رسد نگويند : اى پروردگار ما ! چرا پيامبرى بر ما نفرستادى تا از آيات تو پيروى كنيم و از مؤمنان باشيم ؟ ( 47 )
چون پيامبر راستگوى از جانب ما بر آنان مبعوث شد ، گفتند : چرا آنچه به موسى داده شده به او داده نشده ؟ آيا اينان پيش از اين به آنچه به موسى داده شده بود كافر نشده بودند ؟ و گفتند كه اين هردو ، دو جادوست همانند هم و ما به هيچيك ايمان نمىآوريم . ( 48 )
بگو : اگر راست مىگوييد ، از جانب خداوند كتابى بياوريد كه از اين دو بهتر راه بنمايد تا من هم از آن پيروى كنم . ( 49 )
پس اگر اجابتت نكردند ، بدانكه از پى هواى نفس خويش مىروند و كيست گمراهتر از آن كسى كه بىآنكه راهنمايى از خدا خواهد ، از پى هواى نفس خويش رود ؟ زيرا خدا مردم ستمكاره را هدايت نمىكند . ( 50 )
بر ايشان سخن در سخن [ آيات قرآن را ] پيوستيم ، باشد كه پندپذير گردند . ( 51 )
واژگان
قرون : جمع قرن و مراد از آن ، مردم يك دوره از دورههاست و هرگاه بيشترين اين مردم آن دوره از بين بروند ، مىگويند : يك قرن سپرى شده است .
فتطاول عليهم العمر : مدّتى كه ميان آنان و قرنهاى گذشته قرار دارد ، به درازا كشيد .
ثاويا : اقامت كنند .
وصّلناه : آن را آيهبهآيه بيان كرديم .
اعراب
« اذ » ظرف و متعلق است به متعلّق « بجانب الغربى » ؛ يعنى : « و ما كنت موجودا اذ قضينا » . جملهء « تتلو » حال از اسم « كنت » . « رحمة » مفعول من اجله براى فعل محذوف :
« اوحينا اليك رحمة » . « و لو لا أن تصيبهم » ، « لو لا » بر نبودن چيزى بر اثر وجود ديگرى