اين است كه كننده كار ، خداوند است و انسان ظرف آن كار خواهد بود مانند ظرفى كه آب در آن ريخته مىشود .
3 .
وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ بُيُوتِكُمْ سَكَناً .
مراد از سكن در اينجا ، مستقر شدن در خانههاست و مقصود از اين خانهها چيزى است كه از سنگ ، چوب ، آهن و سيمان ساخته مىشود .
وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ جُلُودِ الْأَنْعامِ بُيُوتاً تَسْتَخِفُّونَها يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَ يَوْمَ إِقامَتِكُمْ ،
« تستخفونها » ؛ يعنى برداشتن اين خانه بر شما آسان است . « ظعن » : سفر .
« الاقامة » : حضور در ميهن . خداوند پس از ياد كردن خانههاى ثابت ، از خانههايى ياد مىكند كه با انسان از يك جابهجايى ديگر منتقل مىشوند نظير چادرها . خداوند در آيه ، تنها پوست را نام برده و از كتان و امثال آن ياد نكرده ؛ زيرا در سرزمينهاى عربى ، پوست ، بيشتر يافت مىشده است . در هرصورت خانه از هرچه ساخته شود ، نشاندهنده وجود آفريننده و سازنده آن است . در اينجا عبارتى از يك فقيه كه اظهار فصاحت مىكند مرا به شگفت آورده و من آن را عينا نقل مىكنم . او مىگويد :
هرچيزى كه بالاى سرت باشد و سايه افكند ، سقف است . هرچيزى كه تو را بردارد ، زمين است . و هرچيزى كه تو را از چهار طرف بپوشاند ، ديوار است و زمانى كه سامان يابد و پيوسته شود ، خانه است .
احترام خانه در دين
تمامى انواع خانه از نعمتهاى خداوند بر بندگانش مىباشد و ارزش آن را جز بىخانهها نمىدانند . در آيين اسلام ، خانه احترام خاصى دارد . از جمله اينكه انسان تا زمانى كه از صاحبخانه اجازه نگرفته ، نبايد وارد آن شود . خداوند مىفرمايد : « داخل مشويد تا شما را رخصت دهند و اگر گويند : بازگرديد ، بازگرديد » . « 1 »
فقها مىگويند : اگر كسى از سوراخى و يا شكاف در به داخل خانه انسان نگاه كند ،
هامش
( 1 ) . نور ( 24 ) آيهء 28 .